Skip to main content

تعطیلی مداوم مهدکودک‌ها و کمبود مربی؛ روایت یک خانواده مهاجر

مشکلات مهدکودک‌ها مانعی برای ادغام خانواده‌های مهاجر در برلین است. Sebastian Gollnow/dpa
مشکلات مهدکودک‌ها مانعی برای ادغام خانواده‌های مهاجر در برلین است. Sebastian Gollnow/dpa

آموزش پیش از مدرسه و حضور کودکان در مهدکودک‌ها (Kita) یکی از ارکان اصلی رشد اجتماعی فرزندان و مهم‌ترین پل ارتباطی خانواده‌های مهاجر برای ادغام در جامعه جدید است. با این حال، در سال‌های اخیر پایتخت آلمان با چالشی دوگانه روبرو شده است؛ از یک سو مهدکودک‌ها بهترین محیط برای آشنایی کودکان با زبان و فرهنگ جدید هستند، اما از سوی دیگر بحران‌های ساختاری، بهره‌مندی از این حق قانونی را به یک مسیر پر از چالش تبدیل کرده است.

درنوشته پیش‌ِرو روایت یک خانواده مهاجر را در مواجهه با سیستم مهدکودک‌های برلین می‌خوانیم؛ روایتی که نشان می‌دهد چگونه این بستر مهم میان فرصت‌های بی‌نظیرش برای رشد و چالش‌های فرسایشی‌ معلق مانده است.

چگونه تعطیلی‌های مکرر مهدکودک رویای ادغام خانواده من را متوقف می‌کند؟

وقتی اواخر سال ۲۰۲۳ به همراه همسرم و دختر یک‌ساله‌مان با رویاهای بزرگ وارد برلین شدیم، فکر می‌کردیم یادگیری زبان و ادغام در جامعه روندی خطی و ساده دارد. اما پس از نقل‌مکان به یک آپارتمان در منطقه مارتسان-هلرزدورف (Marzahn-Hellersdorf) و تحمل یک سال لیست انتظار فرسایشی برای مهدکودک، فهمیدیم بزرگ‌ترین مانع ما نه بوروکراسی مسکن، بلکه سیستمی نامتوازن و بی‌ثبات به نام مهدکودک (Kita) است. با این حال، ما به خوبی می‌دانستیم که مهدکودک چقدر برای آینده دخترمان، یادگیری زبان او و اجتماعی شدنش اهمیت دارد و به همین دلیل، با تمام وجود برای یافتن آن تلاش کردیم.

سرابِ آمارها: صندلی‌های خالی اما درهای بسته به روی ما

در بدو ورود به محله جدید، دیدن دست‌کم ۵ مهدکودک در شعاع یک کیلومتری آپارتمانمان ما را امیدوار کرد. با سادگی تمام تصور می‌کردم پیدا کردن یک جای خالی جدید تنها چند هفته زمان می‌برد. اما پاسخ تمام آن‌ها یکسان بود: «باید وارد لیست انتظار شوید؛ حداقل یک سال!»

جالب است که بر اساس داده‌های رسمی دفتر آمار برلین-براندنبورگ، برلین اکنون با یک چرخش دموگرافیک مواجه شده و بیش از ۳۰,۰۰۰ صندلی مهدکودک به دلیل کاهش نرخ تولد خالی مانده است. اما این آمار برای ما یک سراب محض بود؛ چرا که طبق «برنامه توسعه مهدکودک‌های مجلس سنای برلین تا سال ۲۰۳۱, مناطقی مانند مارتسان-هلرزدورف که ساخت‌وسازهای جدید و بافت جوانی دارند، همچنان با کمبود شدید صندلی فیزیکی مواجه هستند.

در این میان، تولد فرزند دوم‌مان وضعیت را پیچیده‌تر کرد. با وجود تمام این سختی‌ها، ارزش بالای حضور کودکان در محیط آموزشی مهدکودک باعث شد ما از پا ننشینیم، هرچند که در آن بازه نبود جای خالی واقعیتِ بحران مهدکودک را به ما تحمیل کرد و همسرم مجبور شد موقتا خانه‌نشین شود تا از فرزندانمان مراقبت کند.

مهدکودک‌هایی که بیشتر تعطیل هستند تا دایر

یک سال بعد بالاخره شانس به ما رو کرد و توانستیم برای هر دو فرزند یک‌ساله و سه‌ساله‌مان در یک مهدکودک جا پیدا کنیم. تماشای این‌که کودکانمان چطور در کنار همسالان خود رشد می‌کنند و زبان آلمانی یاد می‌گیرند، همان انگیزه بزرگی بود که می‌خواستیم. همسرم با شوق فراوان کلاس زبانش را از سر گرفت و من هم هم‌زمان درگیر کار پاره‌وقت و پیگیری یک بورسیه چند ماهه شدم. اما ثبت‌نام کودکانم روی کاغذ برخلاف تصور ما پایان مشکلات نبود، بلکه آغاز یک بلاتکلیفی روزمره بود. بزرگترین چالش ما که تمام انرژی و برنامه‌هایمان را به هم می‌زد/می‌زند، وقفه‌ها و تعطیلی‌های بیش از حد و ناگهانی مهدکودک به دلیل کمبود شدید نیروی متخصص است.

آمارهای رسمی «اتحادیه رفاهی پاریتِتیک آلمان» (Der Paritätische Gesamtverband) (که یکی از بزرگ‌ترین نهادهای نظارتی بر مهدکودک‌هاست) دقیقا آینه تمام‌نمای وضعیتی است که ما در آن قرار داریم. این نهاد در گزارش سالانه خود فاش می‌کند که در برلین به طور میانگین نزدیک به ۱۲ جای خالی در هر مهدکودک وجود دارد و بدون استفاده رها می‌شود. اما چرا؟ چون مهدکودک‌ها فضا و اتاق خالی دارند، اما مربی و پرسنل کافی برای چرخاندن آن ندارند.

بدتر از آن، همین گزارش نشان می‌دهد که بیش از ۳۶ درصد از مهدکودک‌های برلین مجبورند به دلیل غیبت‌های ناشی از بیماری یا خستگی مربیان دائم کلاس‌ها را تعطیل کنند یا کودکان را زودتر به خانه بفرستند. همچنان بررسی‌های بنیاد پژوهشی «برتلسمن» تایید می‌کند که ۴۰ درصد مربیان برلین فراتر از توانشان کار می‌کنند و همین فشار زیاد باعث می‌شود مهدکودک‌ها به طور مداوم اعلام وضعیت اضطراری کنند و درها را ببندند.

دوراهی فرسایشی ما در وضعیت اضطراری

وقتی مهدکودک به دلیل بیماری مربیان ناگهان اعلام می‌کند که «امروز تعطیل است» یا «یکی ازکودکان باید یک هفته در خانه بماند»، تمام برنامه‌ریزی‌های ما برای آن هفته و حتی پس از آن بر هم می‌خورد زیرا این وقفه‌ها موقتی نیستند، بلکه به یک روتین هفتگی برای ما تبدیل شده‌اند.

در چنین شرایطی، ما در یک دوراهی فرسایشی قرار می‌گیریم: یا همسرم باید از کلاس زبان و ادغام خود غیبت کند و عقب بماند، یا من باید کار پاره‌وقت و بورس تحصیلی و کارآموزی‌ام را به خطر بیندازم و پاسخگوی کارفرما باشم. این وضعیتِ «یک هفته در ماه خانه‌نشین شدن»، عملا هرگونه پیشرفت شغلی و تحصیلی را برای ما به بن‌بست کشانده است.

و در نهایت…

مفهوم «ادغام در جامعه» در آلمان همواره به عنوان یک وظیفه بر دوش ما مهاجران سنگینی می‌کند، اما تجربه سه ساله ما در برلین نشان می‌دهد که ساختارهای ابتدایی مانند مهدکودک توان حمایت کامل از این هدف را ندارند. ما به عنوان والدین، ارزش و اهمیت حیاتی مهدکودک را در فرآیند رشد فرزندانمان و ادغام خانواده کاملا درک می‌کنیم و به همین دلیل همچنان با چالش‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، اما واقعیت این است که تا زمان حل نشدن بحران ساختاری کمبود پرسنل و تعطیلی‌های مکرر، این ظرفیت‌های مثبت در کنار دیگر چالش‌ها پشت درهای بسته «مهدکودک» به زنجیر کشیده خواهند شد.

نویسنده: شکیب مولوی‌زاده

امل را به آلمانی بخوانید

آلمانی را ترجیح می‌دهید؟ محتوا و به‌روزرسانی‌های امل را به زبان آلمانی بررسی کنید.

به آلمانی تغییر دهید