کودکانی با چشمهای خالی از بازیگوشی، مادران بدون پدران، زنانی که بدنشان میدان تاخت و تاز خشونت و دیکتاتوری مردسالارانه است و نقد تند و تیز به سیاستهای آلمان شرقی، مجموعه آثار نقاشی آنهمیرل باوئر را تشکیل میدهد. هنرمندی که پیش از فرو ریختن دیوار برلین در محله پرنتسلاوئربرگ زیست و آثار او این روزها در نمایشگاهی در خانه هنر «مینسک» پوتسدام برپاست.
مادران و کودکان با نگاهی خالی از زندگی
سه کودک جلوی دیواری در محله پرنتسلاوئربرگ برلین نشستهاند. باوجودی که پشت سرشان پرندهای اسباببازی به دیوار آویزان شده، اما بازیگوشی از نگاهشان پر کشیده است. آنکه وسط نشسته به نقطهای نامعلوم خیره شده و دوتای دیگر با چشمهایی خالی به روبهرو مات ماندهاند. حتی رنگهای زرد، قرمز و آبی تند هم نتوانسته هیجان را به دستها و پاهای آویزان و چشمهای بیرمقشان برگرداند؛ انگار کودکیشان را خیلی وقت است که از دست دادهاند. «کودکان محله پرنتسلاوئربرگ» تنها یکی از ۱۶۰ نقاشی آویخته بر دیوار در نمایشگاه آثار آنهمیرل باوئر است. نقاشی که در دوران آلمان شرقی زیست، مبارزه کرد و تنها چند هفته مانده به فروپاشی دیوار درگذشت.

نمایشگاه با پرترهها آغاز میشود؛ پرتره کودکانی که نشستهاند و کار خاصی نمیکنند، اما پشت سرشان قطارها، اتوبوسها و مردم در عجلهاند. سر و صدا را میتوان در خطوط در هم شهر تصور کرد و آسمانی که بالای اینهمه آشفتگی دیگر چندان به چشم نمیآید. کودکان اما منفعلاند و در نگاه ماتشان بازتابی از زندگی نیست.
در نقاشیهای بعدی کودکان تنها نیستند، بلکه در آغوش مادراناند و خطوط مدور دور سرهاشان نشان از رابطه عمیق عاطفی دارد. در برلینِ آنهمیرل باوئر اما خبری از پدران نیست. مردها غایباند ولی تاثیرشان بر صورتها، نگاهها و بدن زنان زخمهایی پنهان و عمیق برجا گذاشته است؛ زخمهایی که هر گونه پیوند عاطفی میان آنها را چنان پاره کرده که امیدی به دوباره ساختنش نیست.
بدن زن میدان تاختوتاز خشونت و مردسالاری
همین که پای مردان به قابهای نقاشی باز میشود، زنان تبدیل به «اسب» میشوند یا اندام جنسیشان بهگونهای غلو شده توی ذوق میزند. آنهمیرل باوئر این بخش از آثاراش را طوری کشیده که بینندگان بتوانند از زاویهدید «مردسالارانه» به بدن زن نگاه کنند. او بهویژه از زنانی مانند «کاساندرا» در اسطورههای یونان باستان الهام میگیرد تا تحقیر شدن زن را در زمانه خودش بهتر نشان دهد.

آنهمیرل موضوع بسیاری از کارهایش را از زندگی شخصیاش وام گرفته است؛ خط سیر زندگی مادری تنها که با دخترش زندگی میکند سر از بسیاری از نقاشیهای او درآورده است. اما این «مادر تنها» هرگز در نقش قربانی فرو نمیرود و به دنبال ترحم نیست، بلکه استقلال خودش را به دست میآورد و ادامه میدهد. «استقلال شخصیت» در نقاشیهای او با فاصلههایی که میان افراد گذاشته، مشخص میشود.
اعتراض تند به سیاستهای آلمان شرقی
آدمهایی که آنهمیرل در آثارش به آنها شخصیت بخشیده از جامعهای زخم خوردهاند که در آن روزهایشان را به شب میرسانند. جامعهای که خود هدف نقدهای تند و تیز این نقاش است و بخش بزرگی از آثار او را در بر میگیرد.
سیاست «فرستادن زنها به سربازی» در جامعهای که حقوق زنان نادیده گرفته میشود، در نگاه آنهمیرل، به شوخی کثیفی میماند که زیر نام «برابری زن و مرد» از سوی حکومت به خورد مردم داده میشود. «زنان در میدان جنگ» موضوع چند اثر درخشان از این نقاش است. آثاری که نشان میدهند چگونه بدن زن تبدیل به میدانی برای تاختوتاز و خشونت مردان میشود.

«ممنوعیت سفر» و خروج از آلمان شرقی موضوع دیگری است که این نقاش بهتندی نسبت به آن اعتراض دارد و هر جا که دستش میرسد، حتی روی نامههای اداری، نقد خود را طراحی میکند. آنهمیرل باوئر تقریبا همه چیز را صفحهای برای نقاشی کشیدن میبیند؛ از در و پنجره گرفته تا سنگ توالت و فرش و اسباببازی کودکان.

او که همواره در برلین شرقی زندگی کرد و تنها چند بار توانست پنهانی به اسپانیا و پاریس و چند کشور دیگر سفر کند، در ۵۰ سالگی سرطان گرفت و تنها چند هفته مانده به فروپاشی دیوار جان سپرد. او آزادیای را که برای آن جنگید با چشمهای خودش ندید، اما در کنار دیگر مبارزان بر سرنوشت مردمش تاثیر گذاشت.
خانه و آتلیه آنهمیرل باوئر در برندنبورگ است و توسط دخترش، امرای باوئر، مدیریت میشود. امرای در ۳۰ سال گذشته نقش کلیدی در شناساندن هنر مادرش به جامعه آلمان داشته است. نمایشگاه نقاشی این هنرمند در خانه هنر مینسک پوتسدام برپاست و تا ۷ فوریه ۲۰۲۷ ادامه دارد.