«چنین اتفاقی میتواند نگاه انسان به دنیا را تغییر دهد»
شهر کِلکهایم در منطقه ماین-تاونوس در ایالت هسن؛ همچنان در شوک به سر میبرد. شامگاه سهشنبه، مردی ۶۰ ساله همسر خود که از او جدا زندگی میکرد، را در میدان شلوغ شهر با یک قِمه به قتل رساند؛ آن هم در برابر دیدگان تعداد زیادی از رهگذران. بر اساس اعلام پلیس، چند نفر از حاضران موفق شدند مهاجم را زمینگیر کنند و تا رسیدن مأموران پلیس او را نگه دارند. اما برای شاهدان چنین جنایتی، ماجرا معمولاً با پایان حادثه تمام نمیشود.
عواقب روانی این حادثه برای کسانی که از نزدیک شاهد بودند:
یک متخصص آموزش تروما (آسیب روانی) توضیح میدهد که چنین تجربهای چه پیامدهای بلندمدتی برای شاهدان دارد و آنها به چه نوع حمایتی نیاز دارند.
«کریستینا اشپایخر»، مَددکار اجتماعی و متخصص تروما از مرکز مشاوره قربانیان و شاهدان در جنوب ایالت هسن، میگوید:
«چنین تجربهای میتواند تصویر انسان از خودش و حتی نگاهش به جهان را تغییر دهد». این در حالی است که؛ افراد وارد «حالت شوک» میشوند. به گفته او، بیشتر مردم خشونت را فقط در فیلمها یا رسانهها دیدهاند. اما وقتی چنین اتفاقی درست مقابل چشمشان رخ میدهد، موضوع بسیار واقعی و نزدیک میشود.
وقوع شوک عصبی:
او توضیح میدهد: «حجم زیادی از صداها و تصاویر بهطور همزمان به شاهدان هجوم میآورد». در نتیجه، سیستم عصبی و مغز بهطور خودکار واکنش اضطراری نشان میدهند و فرد وارد «حالت شوک» میشود. در این وضعیت، انسانها اغلب آگاهانه تصمیم نمیگیرند، بلکه بهصورت خودکار و غریزی عمل میکنند. همچنین احساس زمان و مکان برایشان دچار اختلال میشود.
پیامدهای جسمی و روانی:
پس از حادثه، بسیاری از شاهدان بارها و بارها تصاویر آن صحنه را در ذهن خود مرور میکنند. مغز تلاش میکند برای آنچه دیده است توضیحی پیدا کند و پرسشهایی مانند این را مطرح میکند:
دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
آیا میتوانستم طور دیگری عمل کنم؟
آیا باید کار بیشتری انجام میدادم؟
اگر دخالت میکردم، نتیجه فرق میکرد؟
حتی کسانی که حادثه را از فاصله دور دیدهاند نیز ممکن است دچار مشکلاتی مانند:
بیخوابی، کابوس، افکار وسواسی و تکرارشونده و اجتناب از رفتن به محل حادثه شوند. در همین حال، مکانهای شلوغ یا محیطهایی که شبیه محل وقوع حادثه هستند، میتوانند دوباره سیستم عصبی را وارد حالت هشدار کنند.
ترشح هورمونهای استرسزا:
در چنین شرایطی، فرد احساس میکند دوباره در همان لحظه وحشتناک قرار گرفته است. بدن با هورمونهای استرس پر میشود؛ واکنشی طبیعی برای محافظت از انسان.
اگر فشار روانی مهار نشود؛ چه عواقبی را درپی خواهد داشت:
حایز اهمیت است بدانید، اگر این فشار روانی پردازش نشود، ممکن است به مشکلاتی مانند: تنش دائمی ، تحریکپذیری، کاهش تمرکز و یا احساس بیگانگی با خود یا اطرافیان مُنجر شود.
«واکنشی طبیعی به یک اتفاق غیرطبیعی»:
به گفته این متخصص، شدت این پیامدها در افراد مختلف متفاوت است و به تجربههای گذشته و میزان حمایت اجتماعی آنها بستگی دارد. برای بسیاری از شاهدان، مجبور شدن به تعریف مکرر جزئیات حادثه در ساعات و روزهای نخست میتواند آزاردهنده باشد، زیرا هر بار خاطره دوباره در ذهن فعال میشود. البته برای برخی افراد، صحبت کردن با یک فرد مورد اعتماد میتواند به کاهش فشار روانی کمک کند. او تأکید میکند: “باید بدانیم که این واکنشها، واکنشهایی کاملاً طبیعی در برابر یک رویداد کاملاً غیرطبیعی هستند”.
بازگشت به زندگی عادی زمان میبرد:
در بلندمدت، مهمترین مسئله این است که فرد دوباره احساس امنیت را در زندگی روزمره تجربه کند تا مغز و سیستم عصبی متوجه شوند که خطر به پایان رسیده است. کریستینا اشپایخر در پایان میگوید: “هیچکس نباید با چنین تجربهای تنها بماند”.
او تأکید میکند که بازگشت به زندگی عادی به زمان نیاز دارد و هر فردی میتواند در هر مرحله از مراکز حمایت از قربانیان و شاهدان کمک تخصصی دریافت کند.
آیا شما هم این حادثه یا حوادث این چنین را شاهد بودید؟ تاثیرات روانی آن چگونه بوده و آیا بیاد میآورید؟
اگر شما در چنین شرایطی قرار بگیرید و شاهد جنایتی باشید، چه توصیه هایی برای کاهش استرس و برگشتن به زندگی عادی میکنید؟
این مقاله برگرفته از مطلبی در ویبسایت خبری هسنشاو است