سه سال پیش، پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، ناچار شد ایران را ترک کند؛ کشوری که سالها در آن در حوزه فناوری اطلاعات کار کرده بود و در کنار تجربههای حرفهای، با محدودیتها و تبعیضهایی که بسیاری از زنان ایرانی تجربه میکنند، روبهرو شده بود.
تارا رحمانی اکنون در آلمان زندگی میکند و در حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) فعالیت سیاسی دارد. او که پیش از مهاجرت نیز در حمایت از اعتراضات مردم ایران فعال بود، پس از آمدن به آلمان تلاش کرده است از فضای آزاد این کشور برای بازتاب دادن صدای مردم ایران و دفاع از مطالبات آنان استفاده کند.
رحمانی در گفتوگو با امل درباره تحولات کنونی ایران، تأثیر آن بر جامعه ایرانیان خارج از کشور، نقش آلمان در قبال ایران و امیدها و نگرانیهای ایرانیان برای آینده سخن میگوید.
وضعیت کنونی ایران را چگونه ارزیابی میکنی؟ به نظر تو مهمترین چالشهایی که امروز مردم ایران با آن روبهرو هستند، چیست؟
به نظر من، پس از هر موج اعتراضی، امید مردم به تغییر بیشتر میشود و بسیاری تصور میکنند که این بار پایان کار جمهوری اسلامی خواهد بود. اعتراضات دیماه برای من یک انقلاب ملی بود و پس از آن نیز بسیاری امیدوار بودند که تحولات بعدی به تغییرات اساسی در ایران منجر شود.
اما چرخه تکرارشونده امید و ناامیدی، از اعتراضات سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ تا رخدادهای اخیر، فشار روحی و اجتماعی سنگینی بر مردم وارد کرده است. هر بار مردم با تمام وجود برای تغییر به میدان آمدند، اما محقق نشدن این امیدها هزینههای بزرگی به جامعه تحمیل کرد.
در کنار این موضوع، مشکلات اقتصادی، محدودیت آزادیهای فردی و سیاسی و نبود امنیت همچنان از مهمترین چالشهای مردم ایران هستند. با این حال، باور دارم که این مسیر پرهزینه در نهایت به آگاهی و تغییر منتهی خواهد شد و امید مردم خاموش نخواهد شد.
این تحولات چه تأثیری بر جامعه ایرانیان ساکن آلمان، بهویژه در هامبورگ، گذاشته است؟ آیا در میان ایرانیان خارج از کشور تغییراتی در همبستگی، فعالیتهای اجتماعی یا فضای گفتوگو احساس میکنی؟
مسلماً این تحولات تأثیر زیادی گذاشته است. چیزی که بهویژه در ماههای اخیر احساس کردم، برایم باورکردنی نبود. ما برای عزیزانی که حتی بسیاری از آنها را از نزدیک نمیشناختیم، کنار هم جمع شدیم، برای ایران سوگواری کردیم، به یکدیگر امید دادیم و تلاش کردیم مرهمی برای هم باشیم.
احساس میکنم همبستگی، محبت و مسئولیتپذیری میان ایرانیان خارج از کشور بیشتر شده است. بسیاری تلاش میکردند به یکدیگر یادآوری کنند که این بار نباید ناامید شویم.
در میان دوستان، آشنایان و دیگر ایرانیانی که با آنها در ارتباط هستی، این روزها بیشتر چه نگرانیها یا امیدهایی درباره آینده ایران مطرح میشود؟
بزرگترین نگرانی همه، وضعیت عزیزانمان در داخل ایران است. فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی، ناامنی و نگرانی از جنگ، موضوعاتی هستند که دائماً درباره آنها صحبت میشود.
در کنار این نگرانیها، احساس میکنم امید نیز پررنگتر از گذشته است. شاید مسیر طولانیتر از آن چیزی بوده که تصور میکردیم، اما بسیاری از ایرانیان امروز بیش از هر زمان دیگری باور دارند که رسیدن به آزادی امکانپذیر است.
دنبال کردن رویدادهای ایران از خارج از کشور برای خودت چه تجربهای بوده است؟ این شرایط چه تأثیری بر زندگی و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی تو گذاشته است؟
زمانی که هنوز در ایران زندگی میکردم، تجمع بزرگ ایرانیان در برلین را از تلویزیون دیدم. دیدن آن همه اتحاد و همدلی میان ایرانیان خارج از کشور برای من بسیار تأثیرگذار بود و به من و بسیاری از مردم داخل ایران امید و روحیه داد.
احساس میکردیم کسانی هستند که صدای ما را به جهان میرسانند و در روزهای تعطیل، از شهرها و کشورهای مختلف کنار هم جمع میشوند تا از مردم ایران حمایت کنند.
به همین دلیل، وقتی خودم به آلمان آمدم و در کشوری زندگی کردم که میتوانستم آزادانه صحبت کنم، همراه خواهرم تصمیم گرفتیم از هیچ تلاشی برای رساندن صدای مردم ایران دریغ نکنیم. در تجمعها شرکت کردیم، ویدئوهای اعتراضات را منتشر کردیم و نام و یاد جانباختگان را زنده نگه داشتیم تا مردم داخل ایران بدانند که اگر آنها را مجبور به سکوت کردهاند، ما صدای آنها خواهیم بود.

تو عضو حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) هستی. این حزب چه نگاهی به تحولات کنونی ایران دارد؟ آیا موضوع ایران در نشستها و فعالیتهای حزبی نیز مطرح میشود؟
بله، من با افتخار عضو حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) هستم.
موضوع ایران محور اصلی بسیاری از نشستها و فعالیتهای این حزب است. تأکید اصلی ما بر حمایت از مردم ایران، دفاع از آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، حفظ تمامیت ارضی ایران و حمایت از یک گذار مسالمتآمیز به حکومتی سکولار و دموکراتیک است.
حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) همچنین از نقش شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یکی از چهرههای مهم و اثرگذار در روند گذار و دوره پس از آن حمایت میکند و بر ضرورت همبستگی ملی برای عبور از وضعیت کنونی تأکید دارد.
همچنین تلاش میکنیم صدای مردم ایران را به افکار عمومی و سیاستمداران کشورهای دموکراتیک منتقل کنیم.
از نگاه تو، دولت و سیاستمداران آلمان تا چه اندازه به وضعیت ایران و دغدغههای ایرانیان مقیم آلمان توجه کردهاند؟ آیا فکر میکنی میتوانند نقش مؤثرتری ایفا کنند؟
به نظر من، دولت آلمان و بسیاری از سیاستمداران این کشور در سالهای اخیر نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران موضعگیریهایی داشتهاند و در مواردی از مطالبات مردم ایران حمایت کردهاند؛ اما همچنان ظرفیت بیشتری برای اقدامات مؤثرتر وجود دارد.
فکر میکنم آلمان میتواند با حمایت قاطعتر از حقوق بشر، افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر مسئولان نقض حقوق بشر و همچنین شنیدن صدای جامعه ایرانیان خارج از کشور، نقش مهمتری ایفا کند.
ارتباط نزدیکتر با نمایندگان جامعه مدنی ایرانیان و توجه بیشتر به دغدغههای آنان نیز میتواند به تصمیمگیریهای دقیقتر کمک کند.
به نظر تو، جامعه آلمان تا چه اندازه از واقعیتهای امروز ایران و پیامدهای این وضعیت برای ایرانیان مهاجر آگاه است؟ چه برداشتهای نادرستی را بیشتر میبینی؟
به نظر من، هنوز بسیاری از مردم آلمان شناخت کاملی از واقعیت زندگی در جمهوری اسلامی ندارند. گاهی تصور میشود که بیشتر ایرانیان صرفاً به دلایل اقتصادی مهاجرت کردهاند؛ در حالی که بسیاری از آنها به دلیل نبود آزادی، ناامنی، فشارهای سیاسی، خطر بازداشت، اتهامهای بیاساس و نگرانی برای جان خود و خانوادهشان ناچار به ترک کشور شدهاند.
با توجه به تجربهات، جامعه ایرانیان خارج از کشور چگونه میتواند در حمایت از مردم ایران نقش مؤثرتری داشته باشد؟
به نظر من، مهمترین موضوع حفظ اتحاد و نشان دادن دلبستگی عمیق به ایران است. همین اتحاد برای مردم داخل کشور امیدبخش است و به آنها نشان میدهد که تنها نیستند.
ایرانیان خارج از کشور باید با استفاده از رسانهها، فعالیتهای مدنی، گفتوگو با سیاستمداران و حضور در عرصههای بینالمللی، واقعیتهای ایران را به گوش جهان برسانند و از دولتهای دموکراتیک بخواهند در کنار مردم ایران بایستند و از حق آنها برای آزادی و تعیین سرنوشت حمایت کنند.
اگر بخواهی در پایان این گفتوگو یک پیام به ایرانیان داخل کشور و ایرانیان ساکن آلمان بدهی، آن پیام چیست؟
پیام من این است که اتحاد همیشه رمز پیروزی بوده است. تاریخ نشان داده که هیچ حکومت دیکتاتوری و هیچ ظلمی برای همیشه ماندگار نیست.
به ایرانیان داخل کشور میگویم که بدانند تنها نیستند و ایرانیان خارج از کشور تا جایی که بتوانند، صدای آنها خواهند بود.
به ایرانیان ساکن آلمان نیز میگویم که فارغ از تفاوت دیدگاهها، برای آینده ایران کنار هم بایستیم و در مسیر همبستگی ملی حرکت کنیم.
گفتگو و متن: نیلاب لنگر