بوی پارچه، نقشهای رنگارنگ و نخهایی که روی پارچه جان میگرفتند، برای من فقط بخشی از یک نمایشگاه نبودند؛ مرا سالها به عقب بردند، به خاطرات کودکیام در افغانستان.
گلدوزی زمانی بخش پررنگی از زندگی و کار بسیاری از خانوادهها در افغانستان بود. مردم از لباسها و وسایل گلدوزیشده استفاده میکردند و خانواده ما نیز یکی از خانوادههایی بود که در این زمینه کار و تولید میکرد. من از کودکی با پارچه، نخ، نقش و گلدوزی بزرگ شدم و بسیاری از این تصویرها هنوز بخشی از خاطرات آن سالها در ذهنم باقی مانده است.
سالها گذشته و من امروز، دور از افغانستان، در برلین ایستادهام؛ اما در میان این پارچهها و نقشها، ناگهان بخشی از آن گذشته دوباره زنده شد.
این خاطرات در نمایشگاه «نخهای پیونددهنده» (Verbindende Fäden Gestickte Narrative aus Afghanistan und der Diaspora) در برلین زنده شدهاند؛ نمایشگاهی که از ۲۶ سپتامبر تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۷ در Forschungscampus Dahlem،در برلین برگزار میشود. این نمایشگاه از سوی Forschungscampus Dahlem و در ارتباط با موزه قومشناسی برلین (Ethnologisches Museum) برپا شده و ورود به آن رایگان است. افتتاحیه نمایشگاه روز ۲۶ سپتامبر از ساعت ۱۸ تا ۲۰ برگزار شد.

وقتی گلدوزی، خاطرات را زنده میکند
در مراسم افتتاحیه، شماری از بازدیدکنندگان از نقاط مختلف برای دیدن این نمایشگاه گرد هم آمده بودند. پس از آغاز برنامه، دکتر ملانی کربس و آزیتا ابراهیمی با بازدیدکنندگان گفتوگو کردند و درباره نمایشگاه و شکلگیری آن توضیح دادند. سپس موسیقی زنده افغانستان فضای برنامه را رنگ دیگری بخشید و پس از آن، بازدیدکنندگان به تماشای آثار پرداختند.
در سالن نمایشگاه، نمونههای مختلفی از هنر سوزندوزی افغانستان دیده میشد؛ از لباسها و پارچههای سوزندوزیشده گرفته تا چادر، روسری، دستمال و دیگر نمونههای این هنر. برای من، دیدن این آثار تنها تماشای یک مجموعه هنری نبود؛ هر نقش و هر تکه پارچه، بخشی از خاطرات افغانستان را دوباره به یادم میآورد.

نمایشگاهی که از یک خاطره شروع شد
آزیتا ابراهیمی، هنرمند و پژوهشگر از افغانستان، در این پروژه یکی از برگزارکننده هنری نمایشگاه است. او در دانشگاه هومبولت برلین در حوزههای انسانشناسی هنر، دیاسپورا، هویت فرهنگی و مطالعات زنان پژوهش میکند و تمرکز پژوهشی او بر سوزندوزی افغانستان، بهویژه در میان جوامع افغانستان در آلمان و موزههای برلین است. که از افغانستان آزیتا ابراهیمی و دکتر ملانی کربس از آلمان در این نمایشگاه نمایندگی کردند.
ابراهیمی در توضیح شکلگیری این پروژه میگوید ایده نمایشگاه از جایی آغاز شد که متوجه شد بسیاری از مردم اقغانستان که از مهاجرت کردهاند، هنگام ترک کشور تکهای پارچه، لباس یا یادگاری با خود آوردهاند. او در جریان پژوهشهایش و گفتوگو با شهروندان از افغانستان دریافت که پشت بسیاری از این پارچهها و لباسها، خاطرات و داستانهایی مشابه وجود دارد.
به گفته او، آرزوی برگزاری نمایشگاهی از این دست در یکی از موزههای برلین را داشته و اکنون این آرزو تحقق یافته است.

وقتی ارزش یک تکه پارچه از مادی به معنوی تغییر میکند
بگفته خانم ابراهیمی، سوزندوزی در افغانستان تنها یک تزئین روی پارچه نیست؛ بخشی از زندگی روزمره و مراسم مختلف مردم بوده است. اما با مهاجرت، معنای این هنر نیز برای بسیاری از افراد تغییر کرده است.
ابراهیمی در پژوهشهای خود متوجه شده است که حتی بعضی افرادی که در افغانستان از پارچههای سوزندوزیشده استفاده نمیکردند، پس از مهاجرت به سراغ آن رفتهاند؛ زیرا این پارچهها برایشان احساس نزدیکی به خانه و سرزمین مادری ایجاد میکند. برای برخی مهاجران، ممکن است همین تکه پارچه یکی از معدود چیزهایی باشد که از وطن با خود آوردهاند.
در افغانستان، وقتی از مردم درباره انتخاب چنین لباسها و پارچههایی پرسیده میشد، ارزش مادی و کیفیت پارچه یکی از دلایل مهم بود. اما در میان مهاجران، ارزش معنوی آن پررنگتر شده است؛ پارچه دیگر فقط یک لباس نیست، بلکه میتواند به نمادی از خاطره، هویت و تعلق تبدیل شود.
از همین منظر، «نخهای پیونددهنده» تنها نمایشگاهی درباره صنایع دستی افغانستان نیست؛ نمایشگاهی است درباره داستانهایی که در پشت این نخها و نقشها پنهان ماندهاند و درباره زنانی که این هنر را نسل به نسل منتقل کردهاند.

نخهایی میان گذشته و امروز
در پایان بازدید، برای من این نمایشگاه تنها مجموعهای از لباسها و پارچههای سوزندوزیشده نبود. گاهی یک نقش، یک رنگ و حتی یک تکه پارچه میتواند فاصله میان گذشته و امروز را کوتاه کند؛ میتواند مهاجری را برای لحظهای به خانهای که سالها پیش ترک کرده، بازگرداند.
شاید همین قدرت هنر باشد؛ اینکه چیزی به ظاهر ساده، مانند نخ و پارچه، بتواند خاطره یک وطن را سالها و حتی هزاران کیلومتر دورتر، زنده نگه دارد.
