Skip to main content

هفت ماه در جست‌وجوی خانه در برلین

Foto: Canva
Foto: Canva

وقتی بالاخره کلید را گرفتم

وقتی هوسمایزتر کلید را به دستم داد، اولین احساسم خوشحالی نبود؛ بیشتر یک نفس راحت بود. حس می‌کردم بالاخره به چیزی رسیده‌ام که ماه‌ها برایش تلاش کرده بودم. ماه‌ها درخواست فرستاده بودم، ایمیل‌های رد گرفته بودم، به ده‌ها بازدید خانه رفته بودم و بارها امیدوار شده بودم که شاید این بار نوبت من باشد. حالا کلید در دستم بود و می‌توانستم باور کنم که این جست‌وجوی طولانی بالاخره تمام شده است.
اما یک اتفاق عجیب افتاد. آن‌قدر خانه دیده بودم که وقتی کلید را گرفتم، حتی دقیق یادم نمی‌آمد این خانه چه شکلی بود. در طول این هفت ماه گاهی روزی دو یا سه بازدید داشتم؛ از یک منطقه به منطقه‌ای دیگر می‌رفتم و هر بار چند دقیقه‌ای را در خانه‌ای می‌گذراندم که شاید قرار بود خانه آینده‌ام باشد. تعداد خانه‌ها آن‌قدر زیاد شده بود که بعضی از آن‌ها دیگر در خاطرم نمی‌ماندند. برای من، رسیدن به یک خانه معمولی، تبدیل به یک پروژه هفت‌ماهه شده بود.

یک ایمیل که باورش نکردم

از ژانویه شروع کردم به دنبال خانه گشتن. اول مثل هر کسی که می‌خواهد خانه بهتری پیدا کند، دنبال محله‌ای بودم که هم به محل کارم نزدیک باشد و هم دسترسی خوبی به سیستم حمل‌ونقل عمومی داشته باشد. اما بعد از مدتی فهمیدم که در برلین همیشه نمی‌توانی خانه دلخواهت را انتخاب کنی؛ گاهی اولویت فقط این است که بتوانی جایی برای زندگی پیدا کنی. برای همین، به‌جای اینکه دنبال خانه ایده‌آل باشم، تصمیم گرفتم هر خانه‌ای را که شرایطش برایم مناسب است امتحان کنم.
در روزهای اول، آگهی‌ها را با دقت می‌خواندم، شرایط را بررسی می‌کردم و وقتی برای بازدید وقت می‌گرفتم، خوشحال می‌شدم. فکر می‌کردم یک مرحله جلو رفته‌ام و شاید این همان خانه‌ای باشد که به من می‌دهند. بعد از هر بازدید، ایمیلم را بارها چک می‌کردم. اما به مرور، تعداد ایمیل‌های ناامیدکننده آن‌قدر زیاد شد که روش کارم تغییر کرد. مدارکم را از قبل در یک پوشه آماده گذاشتم، به محض اینکه آگهی جدید منتشر می‌شد درخواست می‌فرستادم و بعد از بازدید هم منتظر فرم می‌ماندم تا همان‌جا آن را پر کنم.
تا اینکه یک روز، میان همان ایمیل‌های معمولی، پیامی دیدم که نوشته بود برای امضای قرارداد وقت داده‌اند. این خوشحال‌کننده‌ترین ایمیلی بود که در مدت زندگی‌ام در آلمان دریافت کرده بودم. آن‌قدر باورم نمی‌شد که متنش را در گوگل ترنسلیت گذاشتم تا مطمئن شوم درست فهمیده‌ام. حتی تا روز امضای قرارداد به کسی چیزی نگفتم؛ چون بعد از ماه‌ها ناامیدی، هنوز مطمئن نبودم این خبر واقعاً واقعی است.

سه بازدید در یک روز

در طول این هفت ماه تقریباً هر راهی را که فکر می‌کردم ممکن است کمک کند، امتحان کردم. از اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌های مختلف خانه‌یابی گرفته تا کمک گرفتن از مراکزی مانند Xenion که به مهاجران خدمات ارائه می‌کند. از ImmoScout و HWS استفاده کردم و در وب‌سایت In Berlin Wohnen هم به‌طور مرتب دنبال آگهی‌های جدید بودم. حتی ImmoScout Plus را فعال کردم که برایش ماهانه حدود ۲۰ یورو پرداخت می‌کردم. جالب این بود که یک هفته بعد از فعال کردن آن، خانه پیدا کردم و هیچ‌وقت نفهمیدم این اشتراک واقعاً نقشی در پیدا کردن خانه داشت یا نه. اما آن زمان حاضر بودم هر راهی را امتحان کنم.
بعضی روزها سه بازدید خانه داشتم؛ یک بار در یک منطقه و بار دیگر در منطقه‌ای کاملاً متفاوت از برلین. گاهی فاصله بین دو بازدید حداقل یک ساعت بود. خسته و عصبی می‌شدم و گاهی با خودم فکر می‌کردم شاید مشکل فقط من هستم و شاید برای من خانه پیدا نمی‌شود. اما بعد متوجه چیز جالبی شدم: در چند بازدید مختلف، چهره‌های آشنا می‌دیدم؛ همان آدم‌هایی که در بازدید قبلی خانه‌ای دیگر دیده بودم. آنجا فهمیدم تنها نیستم. خیلی‌های دیگر هم همان مسیر را طی می‌کنند؛ از یک آگهی به آگهی دیگر و از یک بازدید به بازدید بعدی، با امید اینکه شاید این بار خانه نصیبشان شود.

بیش از ۲۰۰ درخواست برای یک خانه

امروز دیگر دقیق نمی‌دانم چند درخواست فرستادم، اما اگر روزهایی را که بیشتر از پنج درخواست در روز می‌فرستادم حساب کنم، احتمالاً تعداد درخواست‌هایم در این هفت ماه از ۲۰۰ مورد بیشتر شده است. بیش از ۵۰ بار هم برای دیدن خانه‌ها رفتم. گاهی فکر می‌کردم تمام آن وقت، انرژی و رفت‌وآمدی که صرف کرده‌ام، در نهایت فقط برای رسیدن به یک نتیجه بوده است: یک خانه.
تجربه من از افغانستان هم باعث شد تفاوت این دو بازار را بیشتر احساس کنم. آنجا اگر کسی بخواهد خانه پیدا کند، می‌تواند به یک رهنمای معاملات مراجعه کند، چند خانه را ببیند و در نهایت یکی را انتخاب کند. اما در برلین، برای من ماجرا بیشتر شبیه یک رقابت طولانی بود؛ رقابتی برای اینکه اصلاً فرصت انتخاب داشته باشی. بعد از مدتی دیگر دنبال خانه رؤیایی نبودم. فقط می‌خواستم خانه‌ای پیدا کنم که بتوانم در آن زندگی کنم. هفت ماه طول کشید تا بالاخره این اتفاق افتاد.

چرا پیدا کردن خانه در برلین این‌قدر سخت است؟

تجربه من فقط یک داستان شخصی نیست. گزارش بازار مسکن برلین در سال ۲۰۲۶ از سوی CBRE و Berlin Hyp نیز تصویری از بازاری می‌دهد که هنوز با کمبود عرضه روبه‌رو است. بر اساس این گزارش، عرضه آپارتمان‌های اجاره‌ای همچنان در سطح پایینی قرار دارد و متوسط اجاره‌های پیشنهادی در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۵.۸۰ یورو برای هر مترمربع رسیده است. این گزارش همچنین می‌گوید رشد اجاره‌ها نسبت به سال‌های قبل کندتر شده، اما مشکل کمبود مسکن همچنان پابرجاست.
آمار رسمی برلین هم نشان می‌دهد بازار اجاره همچنان تحت فشار است. دولت ایالتی برلین در ماه می ۲۰۲۶ Mietspiegel جدید را منتشر کرد که بر پایه حدود ۱۷ هزار داده اجاره و برای حدود ۱.۶ میلیون واحد مسکونی مرتبط با این شاخص تهیه شده است. بنابراین تجربه هفت‌ماهه من را نمی‌توان فقط به بدشانسی یا دیر اقدام کردن نسبت داد. وقتی عرضه محدود و تقاضا زیاد باشد، پیدا کردن خانه می‌تواند برای متقاضی به یک فرایند طولانی و فرسایشی تبدیل شود.
و شاید به همین دلیل است که وقتی بالاخره کلید را گرفتم، احساس کردم فقط یک خانه پیدا نکرده‌ام؛ انگار بعد از هفت ماه از یک مسابقه طولانی بیرون آمده‌ام.

امل را به آلمانی بخوانید

آلمانی را ترجیح می‌دهید؟ محتوا و به‌روزرسانی‌های امل را به زبان آلمانی بررسی کنید.

به آلمانی تغییر دهید