محمد، ۳۰ ساله و اهل افغانستان، حدود ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن در حالی که خواب بود، ناگهان متوجه شد چند نفر بالای سرش ایستادهاند و او را صدا میزنند.وقتی چشمانش را باز کرد، چهار افسر پلیس را دید که بالای سرش ایستادهاند – سه مرد و یک زن. به گفته او، دو نفر از آنها صورتهایشان را با ماسک پوشانده بودند: «آنها در را شکسته و وارد شده بودند.»
محمد هنوز نمیدانست چه اتفاقی افتاده و به سختی فرصت فکر کردن داشت. سپس او را دستبند زدند، سوار ماشین پلیس کردند و ابتدا به بازداشتگاه و سپس به دادگاهی در فرانکفورت بردند. به گفته محمد، او همان روز در دادگاه به رفتار خشونتآمیز پلیس پرداخت. قاضی از او پرسید که آیا میخواهد شکایت رسمی در مورد این بدرفتاری و رفتار پلیس ارائه دهد.
از ۱۷ ژوئن، محمد در مرکز اخراج در دارمشتات بوده است. او روزهایش را در انتظار تصمیمگیری در مورد پروندهاش میگذراند. به گفته او، شرایط این بازداشتگاه بسیار سخت است. او همیشه در یک اتاق حبس است، به جز ۶۰ دقیقه در روز که اجازه دارد برای هوای تازه در حیاط بیرون برود. محمد میگوید در روزهای بسیار گرم، این اتاق بسته تقریباً غیرقابل تحمل بود. او حتی در تنفس هم مشکل داشت.
سرگردانی محمد در قارهها: از هرات تا سوئد، پاریس و فرانکفورت
محمد از سال ۲۰۲۰ در آلمان زندگی میکند. او بیشتر این مدت را در فرانکفورت گذرانده است، جایی که اقامت موقت، به اصطلاح “دولدونگ” (اقامت تحملشده) داشته است. او درخواست رسمی پناهندگی خود را در آلمان در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ ثبت کرده است.
محمد ۳۰ ساله است، از قوم هزاره و شیعه مذهب است. او در ایران متولد شده است، اما خانوادهاش اصالتاً اهل استان بامیان افغانستان هستند. زبان مادری او فارسی است، اما با لهجه ایرانی صحبت میکند که در کودکی آموخته است. او میگوید وقتی حدود ۱۰ یا ۱۱ سال داشت، خانوادهاش پس از تغییر حکومت در افغانستان، ایران را ترک کردند و به هرات رفتند. اما زندگی در افغانستان نیز برای آنها آرامش به ارمغان نیاورد. جنگ بین حکومت وقت و طالبان ادامه داشت. ناامنی در زندگی روزمره مردم نفوذ کرده بود.
محمد میگوید به همین دلیل است که در سال ۲۰۱۰ با هدف رسیدن به اروپا، افغانستان را ترک کرد. او از طریق ایران به سوئد سفر کرد و در آنجا سه سال منتظر تصمیم در مورد درخواست پناهندگی خود ماند. از آنجا که اجازه اقامت دریافت نکرد، به فرانسه رفت. در سال ۲۰۱۸، در فرانسه درخواست پناهندگی داد و دو سال در آنجا زندگی کرد. در نهایت، درخواست او رد شد. او که از انتظار و عدم اطمینان خسته شده بود، تصمیم گرفت به آلمان بیاید. در آنجا به دنبال فرصتی جدید برای ساختن زندگی خود بود.
او در سال ۲۰۲۰ به آلمان آمد، دقیقاً زمانی که همهگیری کووید-۱۹ روند رسیدگی به درخواستهای مهاجرت را به طور قابل توجهی کند کرد. به گفته او، مقامات آلمانی از همان ابتدا میدانستند که او قبلاً در فرانسه درخواست پناهندگی داده است. مصاحبه اولیه او به صورت کتبی انجام شد. به او گفته شد که بعداً به مصاحبه اصلی دعوت خواهد شد. اما این انتظار مدت زمان بسیار طولانی طول کشید.
تلاشهای محمد برای ساختن زندگی با وجود محدودیتها
در طول سالها، محمد سعی کرد زبان آلمانی یاد بگیرد و کار پیدا کند. اما مجوز کار محدود او، جستجوی شغل را دشوار میکرد. هر کارفرمایی قبل از استخدام او باید از اداره مهاجرت اجازه میگرفت. با وجود این محدودیتها، او توانست حدود یک سال و نیم برای چندین شرکت آلمانی کار کند. مدتی در آمازون کار کرد. پس از آن، به عنوان صندوقدار در یک شرکت خدماتی در فرانکفورت مشغول به کار شد. با این وجود، وضعیت اقامت ناپایدار او مانع از یافتن موقعیت دائمی برای او شد.
طبق اسنادی که محمد با رسانه «Amal News» به اشتراک گذاشته است، او در فعالیتهای انجمن غیرانتفاعی Über den Tellerrand Frankfurt e.V. مشارکت داشته است؛ انجمنی که با هدف تقویت ادغام اجتماعی پناهندگان و ترویج تبادل فرهنگی فعالیت میکند. همچنین، سند دیگری نشان میدهد که او برای یافتن فرصت کارآموزی یا آموزش حرفهای با سازمان Caritas تماس گرفته است.
پیامدهای مخرب عدم قطعیت برای روابط و سلامت روان
محمد میگوید فشار سالها عدم قطعیت به شدت بر سلامت روان او تأثیر گذاشته است. سوابق پزشکی تأیید میکند که او حدود دو سال است که به روانشناس مراجعه میکند. او گواهی پزشکی معتبری دارد که تأیید میکند از سلامت روان خوبی برخوردار نیست. این مرد 30 ساله میگوید گاهی اوقات از اضطراب شدید رنج میبرد. حتی نمیتواند روان صحبت کند. به گفته او، لکنت زبانش در لحظات استرس زیاد بدتر میشود.
در طول مصاحبه، محمد بسیار تحت فشارروانی است. صدایش میلرزد و گاهی اوقات نمیتواند جلوی اشکهایش را بگیرد. او میگوید که این بلاتکلیفی نه تنها بر کار و سلامتش، بلکه بر زندگی خصوصیاش نیز سایه افکنده است. او مجرد مانده است زیرا نداشتن اجازه اقامت مانعی جدی برای تشکیل خانواده بوده است. او دو رابطه ناموفق را که پس از مشخص شدن وضعیت اقامتش به پایان رسیده و منجر به ازدواج نشدهاند، بازگو میکند:« دوبار قلبم شکست، بدلیل نداشتن مدرک.»
شکاف بزرگ در سیستم حمایتی و اداری
از آنجا که محمد در آلمان وکیل داشت، قاضی در روز دستگیری به او زمان بیشتری برای ارائه پرونده پناهندگیاش داد. اما این سوال همچنان باقی است: چرا همه چیز باید تا آخرین لحظه به تعویق میافتاد؟
محمد چندین سال در فرانکفورت زندگی میکرد. برای امرار معاش و جستجوی کار، از مرکز کاریابی (جابسنتر) پول دریافت میکرد. با این حال، او درخواست پناهندگی فعالی نداشت. او خودش دقیقاً نمیداند که چنین چیزی چگونه ممکن است. واقعیت این است که او اینگونه زندگی میکرد. به گفته خودش، وقتی برای اولین بار به آلمان رسید و درخواست پناهندگی داد، بدون مصاحبه اجازه اقامت موقت دریافت کرد، شروع به کار کرد و زندگیاش به این شکل ادامه یافت.
سرانجام، خسته از این انتظار طولانی، در اوایل سال ۲۰۲۱ درخواست بازگشت داوطلبانه داد. اما در آگوست همان سال، طالبان وارد کابل شدند و دولت جمهوری سقوط کرد. یعنی محمد منتظر بازگشت بود که کابل سقوط کرد. او از ورود طالبان شوکه شد، بلافاصله با مقامات مربوطه تماس گرفت و توضیح داد که دیگر نمیتواند به افغانستان بازگردد. به این ترتیب این روند ادامه یافت. او در سیستم اداری باقی ماند، اما بدون هیچ مدرک رسمی پناهندگی.
او از ورود طالبان شوکه شد و بلافاصله با مقامات مربوطه تماس گرفت و اعلام کرد که دیگر نمیتواند به افغانستان بازگردد.
با این وجود، محمد موفق شد از اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان (BAMF) اجازه شرکت در دورههای زبان آلمانی را بگیرد. او حتی یک آپارتمان در شهر فرانکفورت نیز بدست آورد.
تلاشهای جامعه مدنی برای جلوگیری از اخراج
در طول این گفتگو، محمد قویاً بر هویت خود به عنوان یک هزاره و یک شیعه تأکید کرد. او همچنین دو سند دیگر، یکی از یک مسجد شیعیان و دیگری از یک انجمن هزارههای ساکن فرانکفورت، ارائه داد.
مسئولان این مرکز اتحاد جهانی هزاره، نگرانی عمیق خود را در مورد وضعیت محمد در صفحه رسمی فیسبوک خود ابراز کردند و اظهار داشتند که از طریق تلفن با او در تماس هستند. آنها نوشتند:
“ما فوراً از سازمانهای پناهندگی، نهادهای حقوق بشر، رسانهها و همه کسانی که از حمایت از پناهندگان و رعایت حقوق بشر حمایت میکنند، درخواست کمک داریم.”
این مرکز همچنین دادخواستی را در وبسایت Change.org در حمایت از محمد راهاندازی کرده و خواستار توقف اجرای حکم اخراج او شده است.
طبق گزارشهای موجود، پیروان مذهب شیعه در افغانستان در هفتههای اخیر بارها با محدودیتها و تهدیدهای امنیتی روبهرو شدهاند. همچنین، گزارشهای متعددی از اعمال محدودیت بر برگزاری مراسم مذهبی در مناطق شیعهنشین، از جمله بامیان، دایکندی و بهسود، منتشر شده است. افزون بر این، در هفته گذشته گزارشهایی منتشر شد که نشان میدهد همزمان با ماه محرم و ایام عاشورا، طالبان دو مرکز مذهبی شیعیان را در کابل بستهاند.
براساس آخرین تماس محمد با «Amal News»، او امروز بعد از ظهر، پس از هفتهها بازداشت، از بازداشتگاه اخراج مهاجران آزاد شد. با این حال، پرونده پناهندگی او همچنان باز است و باید در انتظار تصمیم اداره امور اتباع خارجی بماند. آیا شما یا یکی از نزدیکانتان تجربه مشابهی از روند رسیدگی به پروندههای پناهندگی در آلمان داشتهاید؟