Skip to main content

اوپن‌هایم؛ شهر افسانه‌یی، تاریخی وپرازآرامش در کنار راین

اوپن‌هایم (Oppenheim)؛ شهری افسانه‌ای در کنار رود راین
© Sona Sahar
اوپن‌هایم (Oppenheim)؛ شهری افسانه‌ای در کنار رود راین © Sona Sahar

با این این موضوع همه ما به عنوان یک پناهجو آشنایی داریم. اولین شهری که پس از مهاجرت در جابجا شدیم، برای همیشه بخشی از خاطرات ما شده‌است. شهری که نخستین تجربه‌های دوران مهاجرت را برای همه ما رقم خورد. گرچه تجربه همه یکسان نیست. اما، اولین روزهای دشوار، نخستین آشنایی‌ها و تلاش‌های اولیه را برای ساختن یک زندگی تازه، همه در همان شهراولیه آغاز کرده یا می‌کند. فکر کنید اگر امروز، پس از گذشت سال‌ها، زمانی که زبان آلمانی را بلدید و احساس آشنایی بیشتری با جامعه میزبان دارید، دوباره به همان شهر برگردید. آیا تجربه شما متفاوت خواهد بود؟

من اخیراً این کار را کردم. به همان شهری برگشتم که نخستین روزهای زندگی‌ام پس از مهاجرت در آن سپری شد. این‌بار با زبانی که یاد گرفته بودم و شناخت بیشتری از جامعه میزبان، دوباره از آن شهر دیدن کردم و جالب این بود که نگاه مثبت من نسبت به آن، مانند روزهای نخست همچنان باقی مانده بود.

بخوانید که من بار اول در آلمان کجا جابجا شده‌بودم؟

بیش از دو سال، از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵، در شهر کوچک اوپن‌هایم زندگی کردم. شهر اوپن‌هایم در کنار رود راین و جمعیت حدود ۸ هزار نفریش، تاریخ، معماری و آرامش را در کنار هم حفظ کرده است. قبل ذکرست که این شهر در ایالت راینلاند-فالتس و در نزدیکی شهر ماینتس قرار دارد و یکی از آستان های ماینتس‌بینگن است. این شهر خیلی قدیمی است و هر کوچه و خانه‌اش داستانی از قرن‌های گذشته را روایتگر است.

آخرین سفرم به این شهر در ماه ژوئیه امسال، فرصتی بود تا خاطرات گذشته را زنده کند.

خانه‌هایی که از دل افسانه‌ها بیرون آمده‌اند

نخستین چیزی که در اوپن‌هایم توجه هر رهگذری را جلب می‌کند، شهر قدیمی و خانه‌های تاریخی آن است. به عنوان مثال، خانه‌ای که من در آن زندگی می‌کردم، بیش از ۲۰۰ سال قدمت داشت و درست روبه‌روی میدان مارکت‌پلاتس قرار گرفته بود. البته این میدانی که محل برگزاری جشن‌های شهری، بازار هفتگی و گردهمایی مردم و گردشگران بود و من همیشه از پنجره کوچک آن می‌توانستم شاهد صحنه‌های جالب باشم.

© Sona Sahar

کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده، خانه‌های نیمه‌چوبی با تیرهای بزرگ قهوه‌ای تیره، دیوارهای سفید و پنجره‌هایی پوشیده از تاک‌های انگور، به اوپن‌هایم فضایی متفاوت و خیال‌انگیز بخشیده‌اند. یعنی هر خانه برای تزیین بیرون ساختمان از تاک‌های پیچ پیچی استفاده کرده‌اند. جالب است بدانید که یک تعدادی از این خانه‌های قدیمی چنان حال‌وهوای افسانه‌ای دارند که هر که آن‌ها را می‌بیند، به یاد داستان‌های کودکی، از جمله خانه راپونزل، می‌افتد. من روزانه از کنار این خانه می‌گذشتم و آنرا بار بار نگاه می‌کرد. تقریباً، این بناها با ترکیب چوب، دیوارهای سفید، انگار از دل یک قصه بیرون شده‌اند و به کوچه‌های شهر حس افسانه‌یی می‌بخشند.

در بهار و تابستان، بوی درختان کهنسال، رطوبت و سردی دل‌نشین کوچه‌ها و عطر تاک‌های انگور فضای شهر را پر می‌کند. با رسیدن پاییز، برگ‌های تاک‌ها به رنگ‌های زرد، نارنجی و سرخ درآمده و منظره‌ای فراموش‌نشدنی برای رهگذران هدیه می‌دهند.

آرامش میان تاکستان‌ها و خانه‌های چندصدساله | © Sona Sahar

صبح‌های یکشنبه نیز حال‌وهوای ویژه‌ای دارد. از ساعت ۸ تا حدود ۱۱ پیش از ظهر، زنگ کلیساها هر بیست تا سی دقیقه در کوچه‌ها طنین می‌اندازند. صدایی که شاید برای گردشگران غیرعادی باشد، اما برای ساکنان محله بخشی از زندگی روزمره است. در این شهر اصلا شما در خواب نمی‌مانید و همیشه سروقت پای جلسه یا درس و زندگی می‌باشید.

تاریخی که هنوز زنده است

شهر های‌قدیمی با نماد‌های قدیمی خود معروف هستند. تقریباُ این موضوع در همه دنیا همسان است. در این شهر اوپن‌هایم نیز، یکی از مهم‌ترین نمادهای آن، کلیسای کاترین است؛ شاهکاری از معماری گوتیک که ساخت آن از اوایل قرن سیزدهم آغاز شد و هنوز پس از صدها سال پابرجاست.

براساس داده‌ها و داستان‌های محلی و تاریخی، در سال ۱۶۸۹، هنگامی که ارتش فرانسه بسیاری از شهرهای منطقه را به آتش کشید، این کلیسا نیز آسیب‌ دید. بخش‌هایی از سقف، برج‌ها و فضای داخلی آن سوخت، اما بعدها دوباره بازسازی شد و امروز یکی از مهم‌ترین بناهای تاریخی منطقه راین به شمار می‌رود.

کلیسای تاریخی کاترین؛ نماد شهر اوپن‌هایم
© Sona Sahar

کلیسای تاریخی کاترین؛ نماد شهر اوپن‌هایم | © Sona Sahar

از آن زمان به بعد به خوبی از این محل مراقبت صورت گرفته. وقتی در کوچه‌های اطراف کلیسا کاترین شما قدم بزنید، به‌سختی باور می‌کنید که این ساختمان قرن‌ها در جنگ تخریب شده و آتش‌سوزی و حادثات تاریخی را پشت سر گذاشته‌است. اما با‌آنهم هنوز آباد باقی مانده است.

شهری پنهان در زیر شهر

یکی از عجیب‌ترین خاطراتم از دوران زندگی در اوپن‌هایم، زمانی بود که از یکی از همسایه‌ها درباره دریچه کوچکی که زیر پنجره خانه‌اش قرار داشت پرسیدم. فکر می‌کردم ورودی یک زیرزمینی است، اما خانم که حدود ۷۰ تا ۷۵ سال عمر داشت با لبخند گفت: «این فقط زیرزمین نیست بلکه این یک شهر دیگر است.» باورم نمی‌شد اما بعد‌ها وقتی یک متن به زبان انگلیسی که برای گردشگران خارجی چاپ شده بود دستم و رسید .پس از خواندن ان متوجه شدم که این شهر تقریبا به مانند شهری افسانوی اما حقیقی مندیگک است.

در زیر بافت شهر اوپن‌هایم، شبکه‌ای از دالان و راهرو‌های زیرزمینی قرار دارد که گفته می‌شود طول آن‌ها در گذشته به حدود ۴۰ کیلومتر می‌رسید. اما براساس داده‌های، امروزه حدود ۶۵۰ متر از این مسیرها بازسازی و برای بازدید گردشگران بدسترس است.

زیر زمینی‌ها تاریخی اوپن‌هایم © Sona Sahar

گفته می‌شود، این راهروها بین قرن‌های ۱۲ تا چهاردهم در خاک نرم «لوس» حفر شدند. یعنی، خاکی که هنگام حفاری نرم است، اما پس از تماس با هوا به‌تدریج سخت و سنگ می‌شود. شاید هم به همین دلیل، مردم توانستند بدون تجهیزات امروزی، همچو شبکه‌ای گسترده از تونل‌ها و انبارها را ایجاد کنند.

تونل‌های تاریخی اوپن‌هایم | © Sona Sahar

گفته می‌شود، حتی در زمان جنگ سال ۱۶۸۹ بخش بزرگی از شهر در آتش سوخت، اما این شهر زیرزمینی از دید مهاجمان پنهان ماند و بخشی از تاریخ اوپن‌هایم را برای نسل‌های بعدی حفظ کرد.

آرامشی که هنوز ارزش سفر دارد

اوپن‌هایم سال‌هاست که یکی از محبوب‌ترین محل‌ زندگی دانشجویان دانشگاه‌های ماینتس است. در ضمن، خانواده‌های زیادی نیز این شهر را به دلیل کیفیت زندگی انتخاب کرده‌اند و از حدود سال ۲۰۱۴ به بعد، جمعیت شهر با ورود خانواده‌های دارای پیشینه مهاجرت، و محصلان متنوع‌تر شده است.

لطف خوش همیشه برد را دارد. به همین دلیل، آنچه بیش از هر چیز در ذهنم باقی مانده، رفتار صمیمانه باشنده‌های این این شهر است. احترام، مهربانی و روحیه کمک به همسایه‌ها بخشی از فرهنگ روزمره اوپن‌هایم است. یعنی فضایی که باعث می‌شود حتی یک تازه‌وارد نیز احساس غریبه بودن نکند.

گرچه، آخرین سفرم در ماه ژوئیه امسال (۲۰۲۶)، تصویری متفاوت نشان داد. حدود ساعت ۱۱ قبل از ظهر در یک روز غیرتعطیل، میدان مرکزی اوپن‌هایم تقریباً خالی بود. طوری که رستوران‌ها مشتری چندانی نداشتند و از شلوغی سال‌های گذشته خبری نبود. با این حال، چیزی که تغییر نکرده، نظم و پاکیزگی شهر، سبد‌های در کنارخیابان‌ها با کتاب‌های رایگان، قفسه‌های امانت وسایل مورد نیاز شهروندان و فضای آرام آن بود.

من از این شهر برای اداغام شدن بهتر زندگی امروز خودرا برنامه ریزی کردم. اما بدلیل اینکه خانه من مربوط جاب‌سنتر می‌شد باید انرا ترک می‌کردم. اگر امروز از من بپرسید که آیا اوپن‌هایم ارزش بازدید را دارد، بدون تردید پاسخ من بله است. زیبایی این شهر تنها به ساختمان‌های تاریخی یا کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده‌اش خلاصه نمی‌شود. بلکه، در آرامشی نهفته است که هنگام قدم زدن میان خانه‌های چندصدساله، تاکستان‌ها و کنار رود راین، بی‌صدا به هر مسافر هدیه می‌بخشد.

اما اگر بپرسید که آیا دوباره حاضر می‌شوم در این شهر زندگی کنم، شاید پاسخ من باز هم بله باشد. با در نظر گرفتن تراکم جمعیت، شلوغی و هیاهوی شهرهای بزرگ، زندگی در شهری آرام مانند اوپن‌هایم دل‌انگیزاست. البته نه فقط به این دلیل که از ازدحام شهر فرار کنم، بلکه بیشتر به خاطر مردمان مهربانش. مردمی که دست‌کم در تجربه من، هیچ‌گاه با دیدن یک پناهجو از مهربانی و احترام خود کم نکردند و همین حس پذیرش آنها، این شهر را برایم به مکانی دوست‌داشتنی تبدیل کرده است.

برای سفر به این شهر، ابتدا از فرانکفورت با قطار به ماینتس بروید و سپس از آنجا سوار قطار S6 به سمت اوپن‌هایم (Oppenheim) شوید. مسیر ماینتس تا اوپن‌هایم حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه طول می‌کشد.

امل را به آلمانی بخوانید

آلمانی را ترجیح می‌دهید؟ محتوا و به‌روزرسانی‌های امل را به زبان آلمانی بررسی کنید.

به آلمانی تغییر دهید