موضوع زنان در افغانستان، با اینکه موضوع جدیدی نیست. ولی همین که اینقدر سرخط اخبار رسانههای داخلی و خارجی شده، را باید مدیون شهامت و ثابت قدمی زناندربند هرات دانست؛ و در کنارش، همصدایی مردان خارج از کشور و به نوعی مهاجر ( از همه اقوام) در کنار خانمها و راهاندازی تظاهراتهای کوچک و بزرگ. این روند کماکان ادامه دارد و هر روز هم این صدا بلندتر و همه گیرتر، در حال طنین انداختن است.
در این میان، هنرمندان نیز در بازتاب وقایع و ظلم بی پایان نسبت به زنان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و به خلق آثار نوشتاری، تصویر، نقاشی، تئاتر، هنرهای تجسمی، رقص و … پرداختند.
محمد طارق حبیبی طراح و نقاش چیره دست که اصالتا از شهر هرات است، یکی از این هنرمندانی است، که با آثارش همیشه آلام و دردهای زنان را به تصویر کشیده است. او ازآپریل ۲۰۲۴ در آلمان زندگی میکند.
به تصویر کشیدن همبستگی و همدری آلمانیها با افغانها روی بوم نقاشی
یک نمونه، نقاشی ( همبستگی وهمدردی) دو دوست افغانستانی و آلمانی پس از حمله وحشتناک یک پناهجو به یک پلیس آلمانی که منجر به مرگ این پلیس در ۳۱ ماه می سال ۲۰۲۴ شد، است. ما گزارشی با عنوان (پیامدهای احتمالی بعد از حوادثاخیر در زمینه رفتار میزبان با پناهندگان) در آن زمان نوشتیم و من در مورد استاد حبیبی، اندکی توضیح داده بودم.

اینک دوباره سراغ آقای حبیبی رفتم و نظر او را در مورد وقایع اخیر در هرات پرسیدم.
پرسیدم: در شرایطی که زنان و دختران در بند( طالب) در افغانستان، این روزها با خشونت و برخورد شدید روبرو هستند و بهانه حجاب ( که هیچ بنیاد منطقی ندارد) چون زنان افغان با حجاب ترین زنان در منطقه بودند، وهستند؛ نقش هنر و هنرمندان بیرون از کشور در بازتاب این فاجعه به جهانیان چیست؟
او گفت: ” من در حدود ۲۰ سال در افغانستان و به ویژه در شهر هرات زندگی و فعالیت هنری داشتم و در کنار انجام کارهای هنری به سفارش مشتری، آموزشگاه تخصصی نقاشی برگذار کرده بودم که اتفاقا بیشتر هنرجویان من دختران و زنان بودند .
با آگاهی که شخصا از زنان با ایمان افغانستان دارم ،این مردم سالهاست که زندگیشان بر مبنای دین مبین اسلام هست، اما متاسفانه، محدودیت و فشارهای امروزه که در افغانستان و به ویژه در هرات بر زنان شجاع آن تحمیل شده، جُزانزجار و دوری مردم از دین چیزی به دنبال نخواهد داشت. حتی به عقیده من افغانستان نیاز به اداره امر به معروف ندارد ، چون اسلام در رگ و خون این مردم سالها ریشه دوانده است “.
نقش هنرمندان در بازتاب وقایع داخل افغانستان به روایت هنری:
پرسیدم: وقتی رسانهها و تریبونها، همه در قبضه نظام حاکم در افغانستان است، مسئولیت میهنی مهاجران خارج از کشور، برای رساندن صدای دختران به گوش جهانیان چیست؟
او گفت: ” با آمدن طالبان به افغانستان سانسور و فشار بر رسانهها کاملا محسوس است، اما به یقین رسالت و مسئولیت میهنی هموطنان و به ویژه هنرمندان و نویسندگان خارج از کشور برای حمایت و رساندن صدای زنان افغانستان بیشتر از همیشه نیاز است. هنرمندان میتوانند با خلق آثار بدیع هنری ظلم و رنجهای درون جامعه را به تصویر بکشند”.
او جمله زیبایی را بکار برد و ادامه داد: ” من ازمتن آن جامعهام؛ قدرت، شکوه، زیبایی و استقامت دختران کشورم را به چشم دل دیدهام. در همین حال همیشه شاهد رنجها ،سکوتها و شکست غرور زنان کشورم نیز بودم “.

پرسیدم: شما این اثر زیبایتان که کاور گزارش ما هم است؛ را بر اساس صحبتی که با هم داشتیم در افغانستان کار کردید و آن هم در موجودیت طالب، این جرات و جسارت را چقدر در خلق آثار هنری، مخصوصا در این بُرهه از زمان لازم میپندارید؟
تابلوی اثر هنری با نام آزادی که خودش آزاد نبود:
او گفت: ” در سال ۲۰۲۲ که یک سال از حضور طالبان گذشته بود، فشارها و محدودیتها هم روز به روز در حال افزایش بود تا جاییکه مجبور بودیم دختران را حتی دور از چشم و بصورت مخفیانه آموزش نقاشی بدهیم. دقیقا به یاد دارم در تاریخ ۲۰ جون ۲۰۲۲ درحالی که گوشهای نشسته بودم. این تصویر به ذهنم خطور کرد و انجامش دادم و در فضای مجازی منتشر کردم، که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. این نقاشی آزادی (The Freedom) نام دارد وفریاد نهفته در دلهای دختران هرات است.هرچند آن زمان میدانستم شاید عواقبی داشته باشد؛ آنچه ولی من را وادار میکرد تمام این خطرات را به جان بخرم، شور و شوق برای فراگیری هنر در چشممان دختران بود”.
او افزود: ” بعداز گذشت چند روز طالبان در جستجوی نقاشی من شدند و من آنرا با همکاری یکی از رانندههای تاکسی به ایران انتقال دادم و خوشبختانه توانستم از آنجا برای اشتراک در چندین نمایشگاه به شهر سیاتل آمریکا ارسال کنم و هنوز هم این اثر در آمریکا است”. این درحالی است که او پس از ورودش به آلمان توانسته عضویت انجمن پُرتره نقاشان آمریکا را نیز بدست آورد.
آیا آثار تهیه شده با هوشمصنوعی میتواند جای هنردست را بگیرد؟
پرسیدم: ما در برههای از زمان زندگی میکنیم که هوش مصنوعی، باعث شده با چند کلیک بتوان شبیه یک اثرهنری، تولید کرد؛ با در نظرداشت اینکه:( تنها یکهنرمند و یا منتقدهنری باسواد) میتواند فرق فاحش این دو رو از هم تفکیک کند؛ وضعیت هنر و هنرمندان در غربت و یا دیاسپورای هُنر افغانستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
او این چنین ادامه داد: ” قطعا با رشد و توسعه هنرهای دیجیتالی و بخصوص توسعه هوشمصنوعی؛ کارهای مشابه و بسیار نزدیک به واقعیت یک اثر هنری ایجاد میشود ،اما آنچه حایز اهمیت است، قطعا تفاوتهای چشم گیری در صنایع دستی و تصنُعی دیده میشود”. ” اصالت و زیبایی یک اثرهنری را هیچ هوشمصنوعی نمیتواند داشته باشد، حتی خالق یک اثر نمیتواند شبیه همان نقاشی قبلی دوباره خلق کند “.
پرسیدم: نظر و دیدگاه او برای استفاده از هنر، برای بیان احساسات،عواطف، وحتی انتقال پیامها و اِبراز اعتراض مدنی چیست؟
او گفت: ” به نظرمن هنر ابزار ویا وسیلهای است برای انتقال اندیشه و ایجاد ارتباط در نقاشی به وسیله رنگ، در طراحی خط و در شعربه وسیله واژهها”. ” قطعا هنر بهترین ابزار برای بیان احساسات و عواطف هنرمند و جامعه است ودر اعتراضهای مدنی و حتی ثبت رویدادهای تاریخی نقش بسیار بسزایی دارد “.
او میگوید: “برای من که اکنون درغربت هستم، نقاشی رفیقی صمیمی و یار دیرینهام است”.

کلام آخر:
گفتم: حرفآخر، آیا پیام و یا درددلی دارد که هموطنان و همزبانان باید بشنوند؟
او ضمن دلتنگی برای وطن و به ویژه هرات ، افزود: “دل هیچ مهاجری در اروپا و آمریکا شاد نیست تا زمانیکه دل دیار و مردمان ما شاد و سرزنده نباشد”. “به یقین هیچ آزادی و عظمت و استقلالی بدون تاوان و ایستادگی و در کنارش علم و تلاش بدست نمیآید، اما نمیدانم چرا تاریخ استقامتها، خونهای جوانان و آزادیهای مردم ما را حفظ نمیکند…” ؟
“در آخر آرزوی سربلندی، و موفقیت برای تمام مردم و کشور مُتمدن افغانستان دارم”.
آقای حبیبی بزودی در نمایشگاهی بزرگ در شهر برمن، برخی آثارش را که در آلمان انجام داده است را به نمایش خواهد گذاشت. امیدواریم بتوانیم از جریان نمایشگاه این هنرمند خوب هم گزارشی تصویری برایتان ارائه کنیم.