در هفتههای اخیر گزارشهایی از ورود نیروهای امنیتی به کلیسای سنت پطرس تهران و صدور دستور تخلیه آن منتشر شده است. در خارج از کشور، از جمله برلین، کمپینی برای جلوگیری از این تصمیم شکل گرفته است. این کلیسا با بیش از ۱۵۰ سال قدمت، یکی از بناهای تاریخی و مذهبی مرتبط با جامعه مسیحیان انجیلی در ایران به شمار میرود. این موضوع نگرانیهایی درباره سرنوشت ساکنان فعلی، که عمدتا خانوادههای ارمنی و آشوری هستند، ایجاد کرده است. همزمان، بحثهایی درباره افزایش فشار بر اقلیتهای مذهبی و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی این اقدامات مطرح شده است. با دانیلا سپهری، کنشگر سیاسی ساکن برلین، در اینباره گفتوگو میکنم.
کلیسای «سنت پطرس» تهران حدود ۱۵۰ سال قدمت دارد و یک کلیسای انجیلی است. از ابتدای انقلاب فشارهایی روی آن وجود داشته و بعد از مدتی حتی فعالیت فارسیزبانان در آن ممنوع شد و تنها ارامنه و آشوریها اجازه فعالیت داشتند. حدود ده روز پیش، نیروهای سپاه وارد کلیسا شدند و اعلام کردند که باید تخلیه شود. به ساکنان دو هفته فرصت داده شد تا محل را ترک کنند.
دانیلا سپهری، فعال سیاسی ایرانی-آلمانی ساکن برلین، با اطلاعرسانی در اینباره میگوید: «بستن این کلیسا بهطور غیرمستقیم بر خانواده من تاثیر میگذارد. پدرم در جوانی به این کلیسا رفت وآمد میکرده و من هم در کودکی از آن خاطرههای زیادی دارم. این کلیسا زمین بزرگی دارد که شامل یک مدرسه نیز میشود. حدود ۲۰ خانواده ساکن آنجاست؛ ۱۲ خانواده ارمنی و ۸ خانواده آشوری-مسیحی. بیشتر این افراد سالمند هستند و وضعیت مالی مناسبی ندارند. همچنین رهبران کلیسا تهدید به دستگیری و بازداشت شدهاند. اکنون نگرانی زیادی درباره سرنوشت این خانوادهها و آینده این مکان وجود دارد. نگرانیم که این کلیسا را هم مانند کلیسای مشهد با بولدوزر خراب کنند».

فکر میکنی دلیل افزایش فشارها بر کلیساها و اقلیتهای مذهبی در ایران چیست؟
از ابتدای جمهوری اسلامی، یعنی از سال ۱۹۷۹، همواره نسبت به ادیان و اقلیتهای مذهبی سختگیری و سرکوب وجود داشته است. در دهه ۱۹۹۰ نیز این فشارها بسیار شدید بود و حتی چند روحانی مسیحی و کشیش به قتل رسیدند. این روند در طول سالها ادامه داشته و شدت آن در دورههای مختلف تغییر کرده است. اما بهطور کلی، هر زمان که حکومت از نظر خارجی تحت فشار قرار میگیرد، میزان سرکوب داخلی افزایش پیدا میکند. بعد از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته نیز چنین روندی مشاهده شد و فشارها بر اقلیتها، از جمله مسیحیان، بیشتر شد.
آیا با ساکنان این کلیسا در ارتباط هستی؟ وضعیت آنها چگونه است؟
بهطور مستقیم در ارتباط نیستم، اما با برخی از افراد مرتبط تماس دارم. فضای کلی پر از ترس و نگرانی است. بیشتر ساکنان سالها در آنجا زندگی کردهاند و افراد مسن هستند. آنها عملا جای دیگری برای رفتن ندارند، بهویژه با توجه به شرایط اقتصادی فعلی. همین موضوع باعث شده وضعیت برایشان بسیار دشوار و نگرانکننده باشد.
گفته بودی که بستن این کلیسا بهطور غیرمستقیم بر خانواده شما تاثیر میگذارد. این ارتباط چگونه شکل گرفته است؟
پدرم کشیش این کلیسا نبوده، اما رفتوآمد زیادی به آنجا داشته و خانواده پدریام به این کلیسا میرفتند. در واقع، پدرم در همین فضا بزرگ شده است. من هم در کودکی همراه خانواده به این کلیسا میرفتم و خاطراتی از حدود ۸ تا ۱۰ سالگی دارم. فضای کلیسا را خوب به یاد دارم؛ داخل آن خنک بود و یک باغ بزرگ داشت. اکنون که کمپینی برای حمایت از این کلیسا شکل گرفته، با دیدن تصاویر، خاطرات گذشته دوباره زنده میشود.
پدرم در سال ۱۹۹۷ و در ۲۰ سالگی ایران را ترک کرده اما همچنان ارتباط احساسی و ذهنی با این کلیسا دارد و بسیار نگران است. بسیاری از اعضای خانواده نیز که در سالهای گذشته ایران را ترک کردهاند، همچنان وضعیت این کلیسا را دنبال میکنند.
درباره کمپینی که برای حمایت از این کلیسا راهاندازی شده توضیح میدهی؟
ما در کشورهای مختلف زندگی میکنیم؛ بخشی از خانواده در آمریکا و بخشی در انگلستان هستند. تلاش ما این است که این موضوع را در شبکههای اجتماعی و رسانههای این کشورها مطرح کنیم. هدف این کمپین ایجاد فشار بینالمللی برای جلوگیری از تخریب یا تخلیه این کلیسا و حمایت از خانوادههای ساکن آن است. به باور ما، تنها راه مؤثر افزایش فشار بینالمللی و رسانهای است، زیرا تصمیمهای اینچنینی در ایران کاملا سیاسی هستند و بر اساس ملاحظات قدرت گرفته میشوند. تلاش میکنیم از طریق رسانهها، مصاحبهها و شبکههای اجتماعی این موضوع را پررنگتر کنیم تا توجه بیشتری جلب شود.
گفتوگو با دانیلا سپری