فاطمه خاوری کیمیا، نویسنده، اهل مزارشریف است. او دوسال پیش به آلمان مهاجرت کرده و در ایالت بادن وورتمبرگ زندگی میکند. درباره بازداشت زنان در افغانستان میگوید: «طی هفته گذشته طالبان در شهرهای هرات، کابل و بخشهایی از مزارشریف زنان را به بهانه حجاب بازداشت کردند. درحالیکه، این زنها حجاب کامل داشتند و تنها مشکل این بوده که روبنده نداشتند یا محرم در خیابان همراهشان نبوده است. در هرات، مردم شهرک جبرئیل، به خیابانها آمدند و علیه این بازداشتهای غیر اخلاقی و غیرقانونی اعتراض کردند. متاسفانه نیروهای طالبان به سمت مردم شلیک کردند و برخی کُشته یا زخمی شدند. این سه شهر در حال حاضر وضعیت امنیتی به خود گرفته است.»
فکر میکنی چرا طالبان یکباره تصمیم به بازداشت زنان گرفته است؟
در کل، سیاستهای طالبان هیچوقت قابل درک نیست و هر از چندی عملی علیه خانمها انجام میدهد. زنان مدتی است که بیشتر به خیابانها میآیند و فعالیت خود را نشان میدهند. احتمالا طالبان برای ایجاد ترس و وحشت خانمها را دستگیر میکند تا با اینکار زنها بیشتر در خانه بمانند. سیاست طالبان بر این مبناست که خانمها در جامعه نباشند.
آیا نامی از زنانی که دستگیر شدهاند منتشر شده است؟ چه آیندهای در انتظار آنهاست؟
متاسفانه فرهنگ افغانستان یک فرهنگ سنتی است. اگر دختری بازداشت شود، خانواده برای حفظ آبروی خود هیچ حرفی نمیزند حتی اگر با پرداخت پول به طالبان دختر را آزاد کند. در زندانهای طالبان با دختران بدرفتاری میشود، به آنها تعرض یا حتی تجاوز میشود. هیچ خانوادهای این ننگ را نمیپذیرد که درباره دستگیری دخترشان با دیگران حرف بزند. مخفیکاری خانوادهها باعث میشود که ندانیم چند نفر و چه کسانی در بازداشت طالبان هستند. اگر نامشان را میدانستیم با هشتگ زدن و معرفی آنها به مراجع قانونی و بینالمللی میتوانستیم برای آزادیشان تلاش کنیم.

مقاومت زنان افغانستان را پس از به قدرت رسیدن طالبان چگونه میبینی؟
این بار دوم است که طالبان بر افغانستان حکومت میکند، اما زنان این دوره مانند دوره قبل نیستند. در همان هفته اول شش خانم به خیابانها آمدند و ضد طالبان شعار دادند. شجاعت آنها در آن شرایط ترس و وحشت قابل قدر بود. پس از آن جنبشهایی در کابل، مزارشریف، هرات و برخی شهرهای دیگر شکل گرفت که نشان میدهد خانمها آگاهی بسیار بیشتری پیدا کردهاند. هربار که قانونی علیه زنان وضع میشود، این گروهها بهسرعت مخالفت میکنند و میدانند که اگر سکوت کنند، حقشان خورده میشود.
همراهی مردان را چگونه میبینی؟
من در اولین تظاهرات شهر مزار شرکت داشتم. بیشتر از بیست دختر جوان بودیم و هیچ مردی بین ما نبود. مردهای نظارهگر دورتادور خیابان زیاد بودند، اما با ما همصدا نشدند. بعد از چهار یا پنج سال در شهرک جبرئیل دیدیم که مردها برای حقوق زنان به خیابان آمدند و این یک دستاورد بزرگ به شمار میرود. این یعنی مردان فهمیدهاند که نیمی از جامعه را نباید از حقش محروم کرد چون کل جامعه فلج خواهد شد.
در دو سه سال گذشته شاهد مهاجرت اجباری و معکوس بسیاری از خانوادهها از ایران و پاکستان به افغانستان بودهایم. در این میان، زنان و دخترانی حضور دارند که خارج از افغانستان به دنیا آمده و بزرگ شدهاند. واکنش آنها نسبت به محرومیت از کار و تحصیل چگونه است؟
من بهطور مستقیم با آن ها در تماس نبودهام، اما طبیعتا قشر جدید و تازهواردی هستند که با جامعه آشنا نیستند. برخی آداب و رسوم مانند عید گشتن برای آنها جالب است، اما بسیاری به دلیل محرومیت از تحصیل دچار افسردگی میشوند. برخی زنان که از ایران برگشتهاند در سوشالمدیا فعالیت بیشتری دارند و مشکلات خود را توضیح میدهند. کوچکترها راحتتر خود را در محیط جدید وفق میدهند، اما دختران بزرگتر روحیه و امیدشان را در کشور دیگر جا گذاشتهاند و مثل یک جسم بیروح به افغانستان برگشتهاند.
سوال بعدی من درمورد حامیان طالبان در آلمان است. این جریان در آلمان چقدر قوی است؟ برای مثال، وقتی تظاهرات برگزار میکنید، آیا کسانی هستند که تلاش برای برهم زدن آن داشته باشند؟
طالبان یک تفکر و ایدئولوژی در ذهن اکثر مردم افغانستان است. طالبان یک نیروی خارجی نیست که به افغانستان آمده باشد، بلکه همان مردمی هستند که از جوامع بسته سرکشیدهاند. مسلما این تفکر در بین مهاجران هم وجود دارد. هفته گذشته در تظاهرات برلین خانمی سعی در بههم زدن تظاهرات داشت. این خانم اگر در افغانستان زندگی میکرد از حق آزادی محروم بود. افرادی مانند او در آلمان از هر امکاناتی برخوردارند، اما معتقدند که در افغانستان باید یک نظام اسلامی حاکم باشد. سوال اینجاست که چرا خودشان حاضر نیستند در افغانستان زندگی کنند.
در تظاهرات اخیر تاکید میشد که همه پرچم سهرنگ به همراه داشته باشند. شاید برخی مخاطبین ما از ایده پرچمهای گوناگون در افغانستان اطلاع نداشته باشند. ممکن است در اینباره توضیح دهید؟
پرچمهای مختلف بر اساس نظریه فدرالیسم شدن افغانستان ظهور کرد؛ زمانی که عدهای پرچم افغانستان را متعلق به یک قوم میدانستند. اما هنوز هم برای اعتراضهایی که شامل همه مردم افغانستان میشود از پرچم سه رنگ استفاده میشود، تا از یک سو نگاه نژادپرستانه عدهای که این پرچم را فقط متعلق به خود میدانند خنثی شود و هم چون این پرچم نماد دوران جمهوری است؛ دورانی که شهروندان آزادی و حقوق برابر داشتند.
و حرف آخر؟
صمیمانه از همه کسانیکه در این روزهای سخت صدای زنان افغانستان بودهاند، تشکر میکنم. در تظاهرات دیروز و هم در دنیای مجازی، خیلی از دوستان ایرانی ما را حمایت کردهاند. گرچه در سالهای گذشته مشکلاتی بین مردم این دو کشور پیش آمده، ولی این همزبانی همیشه در سختیها به ما کمک کرده و ما را در کنار یکدیگر نگه داشته است.
گفتوگویی از مریم مردانی