دیدار بتول حیدری و ماریکا بودروزیچ پس از سال ها نامه نگاری
عصر پنجشنبه ۱۸ جون ۲۰۲۶، تالار تاریخی KfW در برلین میزبان نشستی ادبی با عنوان «آنچه برای یکدیگر مینویسیم» بود. در فضایی آرام و صمیمی، علاقهمندان ادبیات، نویسندگان و فعالان فرهنگی گردهم آمده بودند تا شاهد نخستین دیدار حضوری بتول حیدری، نویسنده از افغانستان، و ماریکا بودروزیچ، نویسنده آلمانی، باشند؛ دو نویسندهای که سالها از طریق نامه با یکدیگر در ارتباط بودند.
این برنامه در چارچوب پروژه Untold Literatures – Paranda Network برگزار شد؛ پروژهای که با همکاری بنیاد KfW Stiftung، مؤسسه Untold Narratives در لندن و Weiter Schreiben در برلین، از نویسندگان زن افغانستان حمایت میکند و زمینه گفتوگو میان آنان و نویسندگان آلمانیزبان را فراهم میسازد. برنامه «تبادل نامهها» طی پنج سال گذشته بستری برای شکلگیری ارتباطات ادبی و انسانی میان نویسندگان از فرهنگها و جغرافیاهای متفاوت بوده است.
فضای برنامه از همان آغاز رنگ و بوی ادبی داشت. برای همه شرکتکنندگان هدفونهایی فراهم شده بود تا ترجمه همزمان سخنان و نامهها را به زبانهای فارسی/دری و آلمانی دنبال کنند. همچنین متن ترجمهشده نامهها از پیش در اختیار حاضران قرار گرفته بود تا همزمان با خوانش نویسندگان، مخاطبان نیز بتوانند نامهها را دنبال کنند و ارتباط نزدیکتری با محتوای آن برقرار سازند.
روایت رنج، امید و ادامه دادن
بخش اصلی برنامه به خوانش نامههای بتول حیدری و ماریکا بودروزیچ اختصاص داشت. این نامهها در سالهایی نوشته شده بودند که افغانستان تحولات دشوار و سرنوشتسازی را تجربه میکرد. در میان خوانش نامهها، مجری برنامه با طرح پرسشهایی از هر دو نویسنده، زمینه گفتوگویی عمیقتر درباره نوشتن، مهاجرت، امید و مسئولیت ادبیات را فراهم میکرد.
بتول حیدری در سخنانش به روزهایی اشاره کرد که پس از سقوط جمهوریت، جامعه افغانستان در فضایی از نگرانی و بیثباتی به سر میبرد. او گفت: «این نامهها را در روزهایی نوشتم که در برزخی از بیم و امید زندگی میکردیم. باید ذهن خود را با واقعیتی بسیار تلخ هماهنگ میکردیم. این نامهها روایتگر رنج زنان افغانستان بودند.» سخنان او تصویری روشن از وضعیت زنانی ارائه میکرد که در آن روزها با نااطمینانی نسبت به آینده روبهرو بودند.
او همچنین توضیح داد که نوشتن این نامهها برایش راهی برای ثبت تجربهها و احساساتی بود که نمیخواست در سکوت از میان بروند. به گفته او، بخشی از نامههایش در مسیرهای روزمره و حتی در تاکسی نوشته شده بودند؛ نامههایی که خشم، اندوه، ترس و نگرانیهای او را بازتاب میدادند. حیدری تأکید کرد که پاسخهای ماریکا بودروزیچ به او یادآوری کردهاند که حتی در دشوارترین شرایط نیز میتوان معنایی برای ادامه دادن پیدا کرد.
گفتوگویی میان دو جهان
ماریکا بودروزیچ نیز از تأثیر عمیق نامههای بتول حیدری سخن گفت و توضیح داد که دریافت این نامهها برای او تجربهای فراتر از یک مکاتبه معمولی بوده است. او در خلال نامههای خود، اندیشههای ویکتور فرانکل، روانپزشک و نویسنده اتریشی، را با حیدری در میان گذاشته بود؛ اندیشههایی که بر یافتن معنا در دل رنج و دشواری تأکید دارند.
گفتوگوی میان این دو نویسنده نشان میداد که چگونه ادبیات میتواند میان انسانهایی با پیشینهها و تجربههای متفاوت پلی از همدلی ایجاد کند. اگرچه یکی از افغانستان و دیگری از آلمان آمده بود، اما نامههایشان بر دغدغههای مشترک انسانی استوار بود؛ دغدغههایی چون از دست دادن، امید، مهاجرت، حافظه و جستوجوی معنا.
فراتر از یک نشست ادبی
پس از پایان برنامه و اجرای موسیقی، از مهمانان با غذا پذیرایی شد و شرکتکنندگان، نویسندگان و برگزارکنندگان در فضایی صمیمی به گفتوگو و تبادل نظر پرداختند.
دیدار بتول حیدری و ماریکا بودروزیچ نمونهای از قدرت ادبیات در عبور از مرزهای جغرافیایی و زبانی بود؛ نامههایی که سالها پیش نوشته شده بودند، در این شب نه تنها خوانده شدند، بلکه به بستری برای گفتوگو، همدلی و شناخت متقابل تبدیل شدند.