شکست آلمان در کسب کرسی غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل، تنها یک ناکامی دیپلماتیک نیست؛ بلکه آزمونی مهم برای سیاست خارجی دولت فریدریش مرتس محسوب میشود. دولتی که وعده داده بود جایگاه آلمان را در عرصه جهانی تقویت کند، اکنون با پرسشهایی جدی درباره نفوذ سیاسی و اعتبار بینالمللی خود روبهرو شده است.
پایان یک سنت دیپلماتیک آلمان
آلمان در انتخابات شورای امنیت سازمان ملل نتوانست آرای کافی را برای عضویت در دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۸ به دست آورد و از رقابت با اتریش و پرتغال بازماند. این در حالی است که برلین طی بیش از پنج سال برای این کرسی برنامهریزی و لابیگری کرده بود.
شورای امنیت مهمترین نهاد تصمیمگیری سازمان ملل در زمینه صلح و امنیت جهانی است و عضویت در آن به کشورها امکان میدهد در تصمیمهای مرتبط با جنگ، تحریمها و بحرانهای بینالمللی نقش مستقیم داشته باشند. آلمان طی دهههای گذشته تقریباً هر هشت سال یکبار بهعنوان عضو غیر دائم وارد این شورا میشد.
شکست اخیر این روند را برای نخستین بار متوقف کرد و نشان داد که نفوذ سنتی آلمان در سازمان ملل دیگر تضمینکننده موفقیت نیست. بسیاری از ناظران این اتفاق را نشانهای از تغییر توازن سیاسی در میان کشورهای عضو سازمان ملل میدانند.
تلاشهای گستردهای که نتیجه نداد
یوهان وادهفول، وزیر امور خارجه آلمان، در ماههای گذشته تلاش زیادی برای جلب حمایت کشورهای عضو انجام داد. او در نیویورک و دیگر نشستهای بینالمللی با دهها هیأت دیپلماتیک دیدار کرد و بر نقش آلمان در حمایت از صلح، عدالت و همکاری بینالمللی تأکید داشت.
با این حال، رقبای آلمان یعنی اتریش و پرتغال از سالها قبل کارزار خود را آغاز کرده بودند و موفق شدند شبکه گستردهتری از حمایتهای سیاسی را ایجاد کنند. در بسیاری از موارد، روابط سیاسی و اعتماد متقابل بیش از وعدههای دیپلماتیک اهمیت پیدا کرد.
از سوی دیگر، غیبت فریدریش مرتس در مراحل حساس این رقابت نیز مورد توجه قرار گرفت. در حالی که او به دلیل بحرانهای داخلی و مسائل بودجهای در برلین درگیر بود، برخی دیپلماتها معتقدند حضور مستقیم صدراعظم میتوانست پیام سیاسی قویتری برای کشورهای رأیدهنده ارسال کند.
پول و نفوذ؛ برگ برندهای که کافی نبود
آلمان یکی از بزرگترین تأمینکنندگان مالی سازمان ملل است و سالانه میلیاردها دلار برای فعالیتهای این سازمان پرداخت میکند. مقامات آلمانی در جریان تبلیغات انتخاباتی نیز بارها به این نقش مالی مهم اشاره کردند و آن را نشانه مسئولیتپذیری برلین در نظام بینالملل دانستند.
اما نتیجه رأیگیری نشان داد که کمکهای مالی لزوماً به حمایت سیاسی تبدیل نمیشود. بسیاری از کشورهای کوچکتر معتقدند که تصمیمگیری درباره کرسی شورای امنیت باید بر پایه اعتماد سیاسی، همکاری بلندمدت و مواضع بینالمللی کشورها باشد، نه صرفاً میزان کمکهای اقتصادی آنها.
ضربهای به تصویر «صدراعظم سیاست خارجی»
فریدریش مرتس پس از ورود به قدرت وعده داده بود که آلمان بار دیگر به بازیگری فعال و تأثیرگذار در سیاست جهانی تبدیل شود. او با سفرهای متعدد خارجی و مواضع بینالمللی خود تلاش کرد تصویر یک «صدراعظم سیاست خارجی» را از خود ارائه دهد.
با این حال، برخی مواضع دولت او درباره جنگ غزه، حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو، و همچنین حمایت از حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران، انتقادهایی را در سطح بینالمللی برانگیخت. منتقدان معتقدند این مواضع با ادعای آلمان درباره دفاع از نظم مبتنی بر حقوق بینالملل سازگار نبوده است. در نتیجه، شکست در انتخابات شورای امنیت اکنون نهتنها یک ناکامی برای وزارت خارجه، بلکه ضربهای مستقیم به اعتبار بینالمللی دولت مرز و سیاست خارجی او محسوب میشود.