( یادآوری اجرای یکایده اجتماعی در تابستانامسال)
همیشه معمول است، شما اگر ایدهای دارید و قصد دارید این ایده را اجرا کنید، حالا فرق هم نمیکند در چه زمینه و در مورد چه فرایندی باشد، سعی میکنید خودتان با شور و شعف و با تمام جزئیات آن را برای مخاطب بازگو کنید و آنها را مشتاق دیدن و تجربه این ایده کنید.
ولی هر چه پختهتر میشوید و هر چه بیشتر با کار تیمی و همکاری و تبادل نظر یا به اصطلاح امروزیها ( Brainstorming) آشنا میشوید، درک میکنید، یک ایده هر چند با جزئیات، وقتی با چند همکار و همفکر توام شود، بازخوردی به مراتب قویتر و نتیجهای بهتر و جذابتر ارائه خواهد کرد.
ایده باراجتماعی (Soziale Cocktailbar) را حداقل یکسال بود در ذهنم میپُختم و پردازش میدادم. به قول ژولیا گِرلاخ،ژورنالیست با تجربه و رئیسام که ایده و چرائی ایجاد اینبار را با سوالهای دقیق که در گزارشاش در باره باراجتماعی نوشته، بارها از خودم میپرسیدم.
“چگونه میتوان مردم را به صحبت واداشت؟ چگونه میتوان موضوعات حساس را وارد بحث کرد؟ چگونه میتوان افراد از فرهنگهای مختلف را با یکدیگر آشنا کرد” ؟
او در ادامه، با افکارم همراه شده، و به زیبائی رویکرد گزارش را از زبانخودش اینطوری بیان میکند.
” در واقع، پاسخ بسیار ساده است: شما یک کافه اجتماعی ایجاد میکنید. چنین کافهای مدتها رویای پرویز رحیمی، سردبیر امل، بود و در مهمانی خانگی بنیاد کرسپو، او توانست این رویا را به واقعیت تبدیل کند”.

نحوه کار باراجتماعی:
” نحوه کار کافه اجتماعی به این صورت است: تیم امل به مهمانان (مهمانی خانگی- نهاد کریسپو) نزدیک شده و اسکناسهای ویژهای به آنها پیشنهاد میدادند. روی هر اسکناس، نسخه اصلاحشدهای از اسکناسهای سوریه، افغانستان، ایران و اوکراین بود. روی هر اسکناس یک برچسب رنگی چاپ شده بود، که عناوینی چون: ضد نژادپرستی، ادغام، ضد طردشدگی اجتماعی و ضد بوروکراسی؛ درآن به چشم میخورد. مهمانان یک کلمه کلیدی و در نتیجه یک کوکتل انتخاب میکردند. در پشت اسکناس، سوالی در انتظار مراجعین کافه بود. از آنها خواسته شده بود تا نظرات خود را در مورد موضوعات مربوط به نژادپرستی،کاهش بوروکراسی و بقیه موضوعات بنویسند”.

” سپس میشد از اسکناسهای شخصیسازیشده در بار برای پرداختهزینه ( در حقیقت، پاسخ به سوالات،هزینه نوشیدنی بود) نوشیدنیها و گپ زدن با پرویز رحیمی و دیگر متصدیان بار استفاده کرد. درهمینحال در پسزمینه، موسیقی متناسب با بار از کشورهایی که اعضای تیم تحریریه امل از آنها آمده بودند نیز پخش میشد”.
” کوکتلها در رنگهای مختلف و البته با و بدون الکل موجود بودند”.
هدف کُلی از ایجاد این باراجتماعی:
ما همهروزه، عبارات و اصطلاحات کلامی مُختلفی را بهکار میبریم، معمولا هم بدون مزهکردن اینعبارات.
این عبارات ممکن است، تلخ، شیرین، در مواردی بسیارشیرین و یا حتی چندشآور باشد.
فرض کنید، شما کلمه، «نژادپرستی» را میشنوید. با درنظرداشت اینکه، ممکن است در زندگیتان، یک یا چند بار با آن روبرو شده باشید و یا حتی مورد نژادپرستی قرار گرفته باشید. چه حسی داشتید، چه مزهای را تجربه کردید؟ تلخ؟ تند؟ یا تُرش؟
ایده رنگها و طعمهای ( باراجتماعی) من هم از همین تجربهها نشات گرفته بود. میخواستم مخاطب و مهمانم، با مزه هرکوکتل، دقیقا درک کند، مثلا، نژادپرستی چه طعمی خواهد داشت، یا تبعیض، یا طردشدگی اجتماعی و یا حتی همگرایی و ادغام.
دوست دارید از کوکتلهای ما تجربه کنید؟
قبل از اینکه، هیجانزده شوید و دلتان کوکتل هوس کند، میتوانم، پیشنهاد کنم با ما بیشتر آشنا شوید و قصههای دیگر همکاران ما را نیز بخوانید، خدا را چه دیدید، شاید دوست داشتید دراجرای برنامهای با هم همکاری کنیم.
در ضمن، امیدتان را هم از دست ندهید، شاید حتی همینامشب، سررشته اجرای یک باراجتماعی را تدارک دیدیدم.