Skip to main content

محله؛ چیزی فراتر از یک آدرس

محله‌ها فقط مکان نیستند؛ گاهی در شهرهای جدید هم می‌توان ردّی از حس آشنایی و نوستالژی پیدا کرد.
Foto: Parwiz Rahimi/Amal
محله‌ها فقط مکان نیستند؛ گاهی در شهرهای جدید هم می‌توان ردّی از حس آشنایی و نوستالژی پیدا کرد. Foto: Parwiz Rahimi/Amal

برای خیلی از ماهایی که در کشورهای‌مان، محلات مختلفی برای زندگی داشتیم و معمولا هم‌محلی‌ها را می‌شناختیم. گاهی حتی، حسی شبیه خانواده با برخی از آن‌ها داشتیم و چه بسا، بهترین دوستان ما هم از میان همین هم محله‌ای‌ها بودند و هستند. مهاجرت و جدایی از محله؛ به معنی دل‌تنگی مضاعف است و حتی شاید یکی از دلایل استرس‌مان هم همین نبود دوستان و مکانی بنام محله و یا به اصطلاح (پاتوق) باشد.

ولی حالا که به هر دلیلی مهاجرت کردیم و سال‌ها است این‌جا زندگی می‌کنیم. آیا توانستیم مکانی نزدیک خانه، پارکی، کافه‌ای دریاچه باصفا و یا جنگلی سرسبز را محله بنامیم و لحظات دلتنگی را آن‌جا سپری کنیم؟

محله هوخست در فرانکفورت؛ جایی که تاریخ، زندگی شهری و فضای محلی در کنار هم دیده می‌شوند. ©Parwiz Rahimi

زندگی کجاست؟ محله، شهر یا چیزی میان این دو

آیا مکان و گوشه‌ای دنج، کوچه‌ای قدیمی و یا بیشه‌زار و جنگلی‌کوچک می‌تواند احساسات و نوستالژی قدیم و وطن را اندکی در ما زنده کند؟

می‌دانم، جواب به این سؤال،‌آن‌چنان هم آسان نیست. بنابراین می‌خواهم تجربه خودم را در این مورد بنویسم و خوشحال خواهم شد، شما هم نظرات‌تان را بعدا زیر همین پُست بنویسید.

مطمئنم برای خیلی‌های ما پیش آمده که بعد از یک روز پُر‌مشغله کاری، سر و کله زدن با همکاران، یا حتی نشستن سر کلاس‌زبان؛ احساس وزنی‌سنگین، روی شانه‌های‌مان کردیم و بدون این که دلیل‌اش را بدانیم استرسی نا شناخته ذهن‌مان را ساعت‌ها درگیر خودش کرده است. در چنین مواقعی معمولا، پیاده‌روی بهترین گزینه برای کاهش استرس به شمار می‌رود. پس چه‌بهتر که این پیاده‌روی، خاطرات مکانی‌مشابه، ملاقات با دوستی‌صمیمی و یا حتی خاطره یک تفریح را اندکی برای‌مان زنده کند.

آیا می‌توان در شهرهای جدید حس محله را تجربه کرد؟

برای من که ۱۰ سال است آلمان زندگی می‌کنم، برخی مکان‌ها، کافه‌ها، بیشه‌زار، دریاچه و حتی چند تا درخت و بوته‌گُل، کنار محل زندگی‌ام، گاهی باعث حس نوستالژی در من می‌شود و همین نشانه‌های کوچک سبب شده، حس محله در من ایجاد شود و خودم را مثلا (اهل محله هوخست) بپندارم.

با این که در حقیقت هیچ‌جا در غربت خانه و محل تولد آدم نمی‌شود ولی، همین حس‌های کوچک باعث می‌شود، لحظه ای به یاد خاطرات خوش قدیمی بیافتم، به یاد ملاقاتی قشنگ با دوستی عزیز،‌به یاد فوتبال‌های داخل کوچه و یا آب‌تنی در جوی کنار خانه با هم‌محله‌ای ها در روزهای گرم تابستان.

برای برخی مهاجران می‌تواند یادآور حس «محله» و آشنایی باشد.

از دیدگاه من، این موضوع در بلند‌مدت می‌تواند قدمی در راستای همگرایی در جامعه محسوب شود. چون وقتی مثلا، چند‌بار در کافه مورد علاقه‌تان کافه بنوشید، ممکن است با کارمندان و صاحب کافه دوست شوید. شاید با گردش مکرر در پارک کنار خانه، در مورد تاریخ و نمادهای قدیمی‌اش، کنجکاو شوید و در این مورد مطالعه کنید. یا شاید بخواهید بدانید، چرا دریاچه محل شما را به این نام یاد می‌کنند و یا قلعه‌تاریخی نزدیک محل زندگی شما، در کدام سال ساخته شده و شاهد حکمرانی چه پادشاهانی بوده است.

توصیه کارشناسان در زمینه سپری کردن روزهای ابری و دلگیر با حسی بهتر

در همین زمینه؛ خواندن نظر خانم ملکی، (مربی مهارت‌های زندگی و کسب وکار) در فرانکفورت برای سپری کردن روزها به صورت مفید‌تر. به خصوص در روزهای ابری و دلگیر زمستان، خالی از لطف نیست؛ او توصیه می کند: فعالیت بدنی منظم داشته باشیم (پیاده‌روی گزینه خوبی است). رژیم غذائی درست داشته باشیم و از دم نوش‌ و چای در این فصل بیشتراستفاده کنیم. ارتباطات اجتماعی را دست کم نگیرید؛ وقت بیشتری با فامیل و دوستان بگذرانید.

ساعات مشخصی حتی با تلفن صحبت کنید و یا در جلسات مفید آنلاین شرکت کنید. به دنبال سرگرمی جدیدی چون: نقاشی،‌آشپزی، شیرینی‌پزی و یا فراگیری (سازی جدید) و یا برنامه منظم کتاب‌خوانی بگردید. فیلم‌های انگیزشی و مفید ببینید. سعی کنید ساعات خوابتان را تنظیم کنید. از همه مهمتر: ازاستفاده از موبایل و لپتاپ هنگام خواب دوری کنید، در بهترین حالت، یک ساعت قبل از خواب اصلا از این موارد استفاده نکنید.

تمرین مراقبه داشته باشید. ساده‌ترین راه، شکر‌گذاری کنید. سعی کنید احساسات‌تان را بنویسید، ذهن‌تان را خالی کنید. مثبت‌اندیشی را پیشه کنید. سعی کنید این فصل را هم شبیه همه فصل‌های دیگر سال قبول کنید و امیدوار باشید بهاری زیبا و تابستانی پُر‌بار آمدنی است. در صورتی که موردی یا فکری آزارتان می‌دهد،‌سعی کنید به یک پزشک و یا روان‌شناس مراجعه کنیم و درخواست کمک حرفه‌ای بکنیم.


نویسنده و عکس‌ها: پرویز رحیمی

امل را به آلمانی بخوانید

آلمانی را ترجیح می‌دهید؟ محتوا و به‌روزرسانی‌های امل را به زبان آلمانی بررسی کنید.

به آلمانی تغییر دهید